خرید بک لینک

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در سفر خود به سمنان پاسخ مخالفان توافق هستهای را داد. او از حملههای اخیر به دولت سخن گفت و توافق هستهای را مهم و خواست مردم دانست و آن را «افتخاری سیاسی و حقوقی» خواند.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران بههنگام سخنرانی در سمنان ـ سهشنبه ۳۱ فروردین

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران بههنگام سخنرانی در سمنان ـ سهشنبه ۳۱ فروردین

حسن روحانی امروز سهشنبه ۳۱ فروردین در سمنان گفت: «آنها که فکر میکنند و میگویند که برجام برای ما کاری نکرده است باید بگویم که برجام افتخاری سیاسی و حقوقی برای تاریخ ملت ایران ثبت کرده است.»

روحانی در واقع پاسخ سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران را داد که در روز ۱۷ فروردین گفته بود «برجام هرگز به عنوان یک سند افتخار تلقی نشده و نخواهد شد»، و افزوده بود که اگر برجام بهعنوان یک الگو تلقی شود، «نشانه کوتاهی فکر و خودتحقیری» است.

روحانی همچنین با انتقاد از عملکرد برخی از رسانهها و حمله آنها به دولت یازدهم از رسانهها خواست اخلاق را رعایت کنند. او گفت مردم «آشوب و هرج و مرج رسانهای را نمیپسندد».

رئیس جمهوری ایران توافق هستهای را مورد حمایت مردم خواند و افزود: «چرا واقعیتها را برای مردم نمیخواهند روشن کنند و چرا در برابر عظمت ملت ایران که یک موفقیت بزرگ تاریخی به دست آورده است نمیخواهیم سر فرود آوریم.»

او از اینکه برخی میخواهند «بهگونهای القاء کنند» که آمریکا در قضیه برجام «پیروز» شده است انتقاد کرد و پرسید: «کجا رفت تعصب ملی و غیرت دینی؟»

دولت روحانی از سوی رهبر جمهوری اسلامی بهطور تلویحی و از سوی محافل نظامی و اصولگرایان تندرو بهطور مستقیم به بازی خوردن از غرب در توافق اتمی متهم میشود.

بهتازگی دولت ایران از «کارشکنیهای آمریکا» در پیشبرد روند توافق هستهای و مخالفان داخلی این توافق انتقاد کرد. وزارت خارجه ایران، روز ۲۶ فروردین گزارشی تقدیم مجلس کرد که وضعیت برجام را با بر شمردن موانع داخلی و خارجی تشریح میکرد. این گزارش، کارشکنی وزارت خزانهداری آمریکا، مانعتراشی اسرائیل و برخی کشورهای دیگر را از عوامل خارجی عدم اجرای برجام بر شمرد.

ولیالله سیف، رئیس کل بانک مرکزی ایران نیز در نشست شورای روابط خارجی آمریکا گفته بود ایران نتایج مورد انتظار از اجرای برجام را مشاهده نکرده است. بهگفته ولیالله سیف «تقریباً هیچ چیز اتفاق نیفتاده» و بهطور کلی ایران قادر نیست از پولهای خود در خارج استفاده کند.

بیشتر بخوانید: دیدار پشت درهای بسته؛ ابهام در لغو تحریمهای بانکی ایران

این رویدادها موجب شدند تا مخالفان توافق هستهای بر نظر خود مبنی بر اینکه توافق هستهای به ضرر ایران تمام شده است تأکید بیشتری کنند.

حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت وزارت خارجه در گزارش برجام به مجلس، ایران را لولو و آمریکا را هلو معرفی کرده است.

به گفته شریعتمداری، در زمان تدوین برجام بهخاطر اعتماد بیعلت به آمریکا، دقت لازم به کار گرفته نشده و به این وسیله دست حریف برای سوءاستفادههای بعدی باز مانده است.

بیشتر بخوانید: حسین شریعتمداری: آمریکا را هلو کردهاند، ایران را لولو

حیدر مستخدمین حسینی، معاون پیشین بانک مرکزی ایران و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران، از نیروهای مخالف برجام نیز از سخنان رئیس بانک مرکزی استقبال کردند و آن را شجاعانه دانستند.

حسن روحانی در بخشهای دیگر سخنان خود در سمنان از «دستاوردهای» برجام، رفع تحریمها، لغو قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گشودن روابط بانکی ایران پس از لغو تحریمها، افزایش صادرات نفتی، تبادل محصولات هستهای با جهان، سخن گفت و افزود اگر کسی علیه برجام نقدی دارد، برای زمان پیش از تصویب آن است او گفت امروز زمان اجرای برجامی است که همه از جمله رهبر جمهوری اسلامی، مجلس و شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کردهاند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 22:36

جشنواره فیلم سبز در سینما فلسطین و مرکز فرهنگی و هنری صبا در تهران برگزار میشود.

دیدار و گفتو گوی مردم با هنرمندان در سینما فلسطین در زمان برگزاری جشنواره فیلم سبز

دیدار و گفتو گوی مردم با هنرمندان در سینما فلسطین در زمان برگزاری جشنواره فیلم سبز

روابط عمومی پنجمین جشنواره فیلم سبز گزارش داد که سینما فلسطین تهران به عنوان محل نمایش فیلمها و دیدار و گفتو گو بین مردم و فیلمسازان و هنرمندان حوزه محیط زیست خواهد بود. کارگاههای آموزشی و تخصصی درباره محیط زیست و نمایشگاهی هم در فرهنگستان صبا برگزار میشود.

نگارخانههای خیال، لرزاده و فرشچیان نیز برای نمایش و عرضه آثار هنرهای تجسمی با موضوع محیط زیست در نظر گفته شدهاند.

جشنواره فیلم سبز با سه هدف «فرهنگسازی و ارتقاء آگاهی مردم و مسئولین در حوزه حفظ و توسعه محیط زیست»، «ایجاد زمینه ارتباط هنرمندان و مردم با موضوع حفظ محیط زیست» و همچنین «ترویج و ارتقاء سطح کیفی محصولات فرهنگی هنری و سینمایی در حوزه محیط زیست» هر دو سال یک بار برگزار میشود.

این جشنواره در دوران ریاست جمهوری محمودی احمدینژاد در محاق افتاد، اما به ابتکار سازمان حفاظت از محیط زیست در سال ۱۳۹۳ احیا شد.

به دلیل به خطر افتادن تالابها و دریاچهها در ایران، تم اصلی پنجمین جشنواره فیلم سبز آب و مدیریت بحران آب در ایران است.

پنجمین دوره جشنواره فیلم سبز ۲۴ اردیبهشت آغاز میشود و تا ۳۱ اردیبهشت ادامه دارد.

استانهای بوشهر، اصفهان و هرمزگان اعلام آمادگی کردهاند که آثار این جشنواره را همزمان با تهران به نمایش بگذارند، اما در برخی شهرها سالن سینما به قدر کافی وجود ندارد.

در همین زمینه:

نمایش آثار فیلمسازان شناختهشده در جشنواره فیلم سبز

فقدان سالن سینما در شهرستانها برای جشنواره فیلم سبز

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 22:36

این صحنه را تصور کنید:

به مهمانی رفتهاید و اوقات خوشی را گذراندهاید. آدمهای جدیدی را شناختهاید و با دوستان قدیم دیدار کردهاید. وقت رفتن و خداحافظی است. شما لباس پوشیدهاید که جمع را ترک کنید اما دوستتان میگوید: «تا وقتی به بغلم نیایی و بوسم نکنی اجازه نمیدهم بروی چون این یعنی تو اصلا دوستم نداری.» شما نمیخواهید کسی را لمس کنید و به زور روبوسی کنید. اما دوست عزیز مجبورتان میکند که محترمانه رفتار کنید چون «اصلا خوب نیست بگویی نه!»

Grandfather Kissing Granddaughter

تصور این صحنه دشوار است؛ چون اصلا عادی نیست که کسی شما را مجبور به کاری بکند که نمیخواهید. این واقعا چه رابطهای است که بهخاطر رفتار محترمانه، مجبور باشید دیگران را با زور به آغوش بگیرید و ببوسید؟ یک دوست خوب چنین شرایطی را ایجاد نمیکند یا مجبورتان نمیکند بدون تمایل خودتان روبوسی کنید یا به آغوشش بگیرید.

چنین تصویری اگر نگوییم میلیونها بار، اما هزاران بار برای بچهها در سراسر دنیا اتفاق میافتد.

آیا میخوانید کودکتان در بزرگسالی صاحب اختیار بدنش باشد؟ حتما یکی از دغدغههای شما این است که فرزندتان اراده کافی داشته باشد تا هر تماس جسمی ناخواسته را رد کند و برای خودش تصمیم بگیرد که چه کسی را به آغوش بگیرد و ببوسد.

تمایل شما برای تربیت کودکی که اعتماد به نفس کافی برای نه گفتن داشته باشد، در تضاد کامل با رفتاری است که کودک را مجبور میکند با وجود بیعلاقگی به بوسیدن، بوسیده شدن و به آغوش دیگران رفتن، چنین کاری بکند. اغلب والدین کودک را به چنین رفتاری تشویق میکنند. اگر لازم است هر فرد نوجوان یا بزرگسالی کنترل و اراده کافی بر بدنش داشته باشد چرا چنین حقی از همان ابتدای کودکی معین نمیشود؟

مجبور کردن کودک برای اینکه فردی را ببوسد یا به آغوش بگیرد که اصلا دوستش ندارد، نشانه احترام و ادب نیست. در واقع این کار یعنی شما کودک را مجبور میکنید با بدنش رفتاری را بکند که دوست ندارد و این یک نوع بیاحترامی به بدن کودک است. چرا یک کودک باید به دیگران احترام بگذارد در حالی که دیگران چنین کاری نمیکنند؟

وقتی میگوییم «بزرگسال» درباره آدم بالغی حرف میزنیم که باید به این درک رسیده باشد که عدم تمایل کودک به در آغوش رفتن دیگران نشانه بیتوجهی و انکار وجود او نیست. هر آدم بزرگسالی باید اینقدر فهمیده باشد که بداند این بیعلاقگی به بوسیدن و بغل کردن ربطی به میزان دوست داشتن و احساس منفی کودک ندارد.

در مورد نکته بسیار سادهای حرف میزنیم: اگر دوست دارید کودکتان در آینده توانایی نه گفتن را داشته باشد و از بیان احساس واقعیاش نترسد و همچنین احساسات، افکار و بدنش را دوست داشته باشد، باید این کار را از همان سنین کم آموزش بدهید. همانطور که شما مالک هیچ آدم دیگری در زندگیتان نیستید مالک فرزندتان هم نیستید. اگر دلتان نمیخواهد کسی شما را بی اجازه لمس کند و حق طبیعی هر آدمی میدانید که چنین خواستهای داشته باشد باید چنین حقی را برای فرزندتان هم قائل باشید.

شاید برایتان این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی قرار بگیرید که دیگران اصرار میکنند کودکتان را ببوسند و او نمیخواهد چطور باید رفتار کنید؟

این اصلا کار پیچیدهای نیست. اولین کاری که باید بکنید این است که به دوست، خواهر یا پدربزرگ توضیح بدهید چرا نمیخواهید کودک را مجبور کنید کسی را ببوسد. علاوه بر این خوب است برای فرزندتان فرصتهای تازهای فراهم کنید تا او در موقعیت نامطلوب قرار نگیرد؛ مثلا میتوانید بگویید:

«دوست داری با پدربزرگت دست بدهی یا بغلش کنی؟»

«دوست داری خاله را واقعا ببوسی یا میخواهی بوس را بفرستی؟»

«دلت میخواهد بگویی دوستش داری یا دست بدهی یا فقط خداحافظی کنی؟»

هر کدام از این جملهها یا موقعیتهای دیگری که شما فراهم میکنید، به فرزندتان کمک میکند بدون مجبور شدن به انجام کاری که دوست ندارد، ابراز احساسات کند. این چیزی است که به او احساس امنیت و آرامش میدهد و هنر «نه» گفتن را میآموزد.

کودکی که نه گفتن را خیلی زود یاد بگیرد به راحتی میتواند در بزرگسالی دیگران را از انجام کاری که تمایلی به انجامش ندارد منع کند.

یادتان باشد: دوست داشتن بدن و داشتن قدرت و اراده بر بدن فقط مساله نوجوانها نیست. اگر میخواهید کودکتان واقعا خودش را دوست داشته باشد و آدمی خوشحال و نترس باشد، از همان ابتدا به خواستهها و علایقش احترام بگذارید.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 22:36

۳۱ فروردین ۱۳۹۵

وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که برای نبرد با گروه «دولت اسلامی» (داعش) ۲۰۰ سرباز دیگر بهعنوان مشاور به عراق خواهد فرستاد.

اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا

اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا

اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا در دیداری از بغداد ضمن اعلام این خبر افزود همچنین بالگردهایی از نوع «آپاچی» به عراق فرستاده خواهند شد.

بر اساس اعلام پنتاگون، دولت آمریکا میخواهد به پیشمرگههای کرد نیز حدود ۴۰۰ میلیون دلار کمک کند. آمریکا معتقد است کردها در بازپسگیری شهر موصل از دست داعش نقش مهمی را ایفا خواهند کرد و به همین دلیل به آنها کمک میشود.

ارتش عراق در ماه مارس حملهای را برای بازپسگیری موصل آغاز کرده بود.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 19:10

خبرگزاری آسوشیتدپرس به خاطر مجموعه گزارشهای افشاگر درباره بردهداری در صنعت ماهیگیری در آسیای جنوب شرقی جایزه پولیتزر در سال ۲۰۱۶ را به دست آورد.

چهار خبرنگار زن آسوشیتدپرس برنده مدال طلای پولیتزر به خاطر گزارشهای افشاگر

چهار خبرنگار زن آسوشیتدپرس برنده مدال طلای پولیتزر به خاطر گزارشهای افشاگر

چهار خبرنگار آسوشیتدپرس به مدت ۱۸ ماه صنعت ماهیگیری در آسیای جنوب شرقی را زیر نظر گرفته بودند. آنها گزارشهایی تهیه کردند درباره مردان میانماری که در یکی از جزایر اندونزی به اسارت گرفته شده بودند. این مردان را به کار رایگان وادار میکردند. انتشار این مجموعه گزارشها باعث شد که دو هزار کارگری که آنها را به بردگی واداشته بودند، آزاد شوند.

در سال ۲۰۱۶، صدمین دوره جوایز پولیتزر برگزار شد.

جایزه پولیتزر برای ادبیات نمایشی به نمایشنامه «همیلتون» نوشته لین مانوئل میراندا تعلق گرفت. میراندا در این نمایشنامه زندگی آلکساندر همیلتون، سرمایهدار آمریکایی را به شیوه موزیکال روی صحنه میآورد نشان میدهد که چگونه یک مهاجر کارائیبی در جامعه آمریکا گلیمش را از آب بیرون میکشد و از پایینترین لایههای اجتماع به بالاترین لایه اجتماع راه پیدا میکند. «همیلتن» سال گذشته در برادوی روی صحنه آمد و مورد اقبال تماشاگران نیویورکی قرار گرفت.

ویت تان نگوین، نویسنده ویتنامیتبار هم به خاطر رمان «همدلی» جایزه پولیتز را به دست آورد. این رمان درباره یک ژنرال ارتش ویتنام است که در بحبوحه جنگ یتنام و در حالیکه سایگون در آتش میسوزد، در لسآنجلس در کنار گروهی از هموطنانش زندگی آرام و مرفهای را در پیش گرفته، اما در خفا با نهادهای اطلاعاتی در ارتباط است و بعد از مدتی هم ناگزیر میشود به ویتنام برگردد و سهم خود در جنگ را ادا کند.

جایزه شعر پولیتزر نیز به پیتر بالاکیان شاعر و نویسنده ارمنی آمریکایی رسید. او برای کتاب شعر «Ozone Joual» این جایزه را از آن خود کرد.

بالاکیان در سال ۱۹۵۱ در نیوجرسی به دنیا آمده و در حال حاضر استاد دانشگاهی در نیویورک است. پس از درگذشت مادربزرگش که یکی از بازماندگان نسلکشی ارمنیها در فاصله بین سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ در امپراطوری عثمانی بود، نسلکشی ارمنیها را مضمون اشعار و مقالاتی تحقیقی در اینباره قرار داد.

جایزه پولیتزر توسط یک روزنامهنگار آمریکایی به نام جوزف پولیتزر در سال ۱۹۱۷ بنیان گذاشته شد و هر سال جوایزش را در ۲۰ رشته در دانشگاه کلمبیای نیویورک به برندگان اهدا میکند.

هیأت داوران پولیتزر همگی از روزنامهنگاران و ناشران آمریکایی هستند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 19:10

مهرداد اولادی، مهاجم سابق تیم ملی و باشگاه استقلال و پرسپولیس در۳۰ سالگی در بیمارستان شهدای تجریش درگذشت.

مهرداد اولادی در کنار بهداد سلیمی در اینستاگرام شخصی اش روز دوشنبه ۳۰ فروردین

مهرداد اولادی در کنار بهداد سلیمی در اینستاگرام شخصی اش روز دوشنبه ۳۰ فروردین

به گزارش سایت ورزش سه، مهرداد اولادی، مهاجم سابق پرسپولیس و استقلال و تیم ملی که این اواخر عضو ملوان بندرانزلی عضویت داشت، سه شنبه، ۳۱ فروردین ماه در بیمارستان شهدای تجریش درگذشت.

مهرداد اولادی، زاده قائمشهر و بازیکن سابق تیم پرسپولیس و استقلال، پس از تعطیلات نیم فصل دوم رقابت های لیگ برتر، برای سومین بار به عضویت ملوانیها درآمد و در بازیهای اخیر برای این تیم به میدان رفت.

مهرداد اولادی

مهرداد اولادی

طی تماسی که با بیمارستان شهدای تجریش برقرار شد، خبر دادند که مهرداد اولادی در ساعت ۱۴:۵۶ به بیمارستان منتقل شد و تلاش پزشکان برای CPR (احیای قلبی ـ ریه) این بازیکن بهنتیجه نرسید.

به گفته مسئولان بیمارستان علت فوت ایست قلبی است؛ همان علتی که مرگ هادی نوروزی کاپیتان پرسپولیس را رقم زد.

مهرداد اولادی، همایون بهزادی و هادی نوروزی سه مهاجم پرسپولیسی بودند که در طول شش ماه گذشته در گذشتند و خاطره بدی برای هواداران و مجموعه این تیم به جا گذاشتند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 19:10

سیل روان است و خشکسالی جا خوش میکند، تمثیلی از حرکت و ثبات. تضاد این دو به نحوی دیگر نیز بیانگر زهر و پاد زهر است، آیا در ایران وقوع سیل میتواند در حکم پادزهری برای زهر خشکسالی باشد؟

flood23

ایران بیش از ۴۰ میلیون هکتار دشت سیلابی دارد

وقوع سیل در کشوری مانند ایران که در سالیان دراز گذشته خشکسالی سخت گریبانش را گرفته، بیش از هر چیز یک پدیده نسبی است. پدیدهای با سویههای توأمان مثبت و منفی.

از اوایل فصل بهار تقریباً تمام کشور به جز مناطقی از فلات مرکزی ایران دستخوش بارندگیهای فراوان و سیلاب شده است. علاوه بر این در ماههای تابستان و پائیز سال گذشته نیز شاهد وقوع سیل در بسیاری از استانهای کشور بودیم. سیل چنان گسترده و بارز بود که بسیاری سال گذشته را «سال سیل» نامیدند.

در روزهای گذشته از سویههای منفی و خسارتهای گسترده سیل اخیر در نواحی جنوبی و غربی ایران از قبیل تخریب زیرساختها و زمینهای کشاورزی و راههای مواصلاتی و … بسیار گفته و شنیدهایم.

شاید وقت آن است که در سویههای دیگری از سیل اخیر اندکی درنگ کنیم و ببنیم که آیا این سیلهای بزرگ و این حجم زیاد بارش کمکی به حل مشکل کمآبی یا خشکشالی در ایران میکند؟

خروج ۲۴۶ شهر از تنش آبی و بازگشت آب به تالابها و سدها

ایران کشوری است با ۵۴۷ شهر و شهرستان دارای تنش آبی. همین فزونی شهرهای دارای تنش آبی است که این کشور را به رتبه نخست تنش آبی در جهان،حتی بالاتر از صحراهای لمیزرع آفریقا بدل کرده است.

براساس بیانیه وزارت نیرو، سیلابهای بهاری اخیر به خروج ٢۴۶ شهر کشور از فهرست تنش آبی انجامیده و اکنون تعداد شهرهای موجود در این فهرست به ۳۰۱ مورد کاهش یافته است.

با این حال شهرهای بزرگی همچون کرمان، سیستان و بلوچستان، بندرعباس، و بوشهر همچنان وضع تنش آبی را تجربه میکنند و در لیست قرمز وزارت نیرو قرار دارند. درست همان شهرهایی که از بارشهای اخیر بهره چندانی نصیبشان نشد.

از سوی دیگر سیلهای اخیر برای تالابهای رو به موت جنوب ایران نیز بسیار مفید بودند. به گفته معاون امور تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست، بارندگیهای اخیر موجب شده تا تالابهای شادگان، هورالعظیم و حتی جازموریان رو به بهبود بگذارند و آب در آنها جاری شود.

مسعود باقرزاده کریمی درباره تأثیر سیلهای اخیر بر تالابها گفت: «سیلابها برای تالابها بهویژه تالابهایی که رو به خشک شدن هستند فواید بسیار زیادی دارد، چرا که به غیر از ورود آب به آنها موجب تعدیل شدن شوری تالاب میشود.»

talab shadegan

تالاب شادگان در جنوب ایران

تالابهای شادگان و هورالعظیم و جازموریان از جمله تالابهایی بودند که سازمان حفاظت محیط زیست به کل فاتحه آنها را خوانده بود و چارهای برای درمان آنها نیز در چنته نداشت. علاوه بر این، تالابهای مذکور با مجموع بیش از یک میلیون هکتار وسعت از منابع عظیم و اساسی تولید گرد و غبار در جنوب ایران به شمار میروند.

پیشبینی میشود با احیای این تالابها و جاری شدن آب در آنها، اکوسیستم جنوب ایران و بهویژه استان خوزستان نیز سرحال شود و حتی گرد وغبار، این معضل درمانناپذیر و کلاسیک نیز رفته رفته دست از سر این استان بردارد.

همچنین وقوع سیلهای اخیر برای سدهای جنوب و غرب کشور نیز بسیار خوش یمن بود. وزارت نیرو درباره وضع سدهای کشور بعد از بارندگیها و سیلابهای چند روز اخیر اعلام کرد:« با بارشهای اخیر اکنون سدهای خوزستان مثل سد مهم دز و چندین سد در مناطق غربی از جمله لرستان و کرمانشاه آبگیری و پر شدند.»

ضمن اینکه بنابر گزارشهای منتشر شده، سد کرخه نیز وضع بهتری پیدا کرده و سه و نیم میلیارد مترمکعب آب در مخزن خود انباشته است.

علاوه بر این سدهای مناطق شمالی کشور هم نسبت به گذشته وضع خوبی یافتند و به طور مثال سد سفیدرود از آب سرریز و مخزن آن نیز کاملاً پر شده است. افزون بر این، با بارندگیهای اخیر مخزن ۹۵ میلیون متر مکعبی سد لتیان، یکی از پنج سد اصلی و مهم تأمین آب شرب استان تهران) نیز از آب سرریز شده و آب آن به سدهای دیگر از جمله سد ماملو در حال انتقال است.

خشکسالی درازمدت و لزوم مدیریت سیلابها

به نظر میرسد که بارشها و سیلابهای اخیر روح تازهای در اکوسیستم و طبیعت بسیاری از مناطق ایران دمیده و دستکم رونقی نسبی برای آنها به ارمغان آورده است.

با این حال بسیاری از تحلیلگران محیط زیست بر این عقیدهاند که سیلها دردی از خشکسالی ایران دوا نمیکنند، چرا که کشور دچار عارضه خشکسالی درازمدت است و نه موقت و فصلی. عارضهای که خود محصول کاهش و پایین آمدن عمیق سطح آبهای زیرزمینی است.

۷۰ درصد سفرههای آب زیرزمینی کشور از ۱۰ سال گذشته تا کنون به دلایل مختلفی همچون مصرف بی رویه منابع آبی، نابودی میلیونها هکتار پوشش گیاهی و حفر بی حد و حصر چاههای غیرمجاز کشاورزی از بین رفتهاند. در واقع سیلها و بارشهای مکرر به دلیل معضلات فوق، راه و چاهی برای نفوذ به سفرههای زیرزمینی پیدا نمیکنند.

با این حال در بخش آبهای زیرزمینی اثرات این سیلها میتواند متفاوت باشد. به طور مثال با حفر کانالی میتوان آب سیلها را منحرف کرد و اجازه داد که بهتدریج در زمین نفوذ پیدا کنند. این امر بهطور محدود ممکن است به بهبود وضعیت سفرههای آب زیرزمینی، این معضل بنیادین مسئله آب در ایران کمک کند.

در واقع همان ترجیعبند همیشگی باز هم در اینجا تکرار میشود: فقدان مدیریت.

در صورت فقدان مدیریت صحیح، سیلهای اخیر تنها باعث عقبنشینی محدود خشکسالی و کمآبی میشوند و باز خشکسالی در آیندهای نزدیک در مقام هیولایی در برابرمان عرض اندام خواهد کرد.

◄ بیشتر بخوانید: سیلها برای چه به راه میافتند؟

ایجاد ساختارهای ارزان قیمت ولی دقیق مهار سیلاب در بسیاری از دشتهای سیلابی ایران، علاوه بر افزایش منابع آب در سفرههای زیرزمینی، باعث حفاظت خاک و ایجاد لایههایی نازک روی سطح دشت از ذرات مرطوب و رسوبهای دانه درشت میشود.

به عبارت دیگر در برابر سیلابها دقیقاً باید روند عکس بیابان زایی را طی کنیم.

فراموش نکنیم ایران کشوری است با بیش از ۴۰ میلیون هکتار دشت سیلابی، مهار سیلابها در این مناطق در حکم برطرفکردن نیاز فعلی ما و همچنین نیاز آیندگان از آب آشامیدنی است.

از جمله سادهترین و ارزانترین طرحها در مهار سیل، احداث آببندهای خاکی یا به اصطلاح «پشتههای گورآب» است. آببندهایی که ضمن به دام انداختن و مهار آب سیل، اجازه نفوذ آب به سفرههای زیرزمینی را میدهند و از پوشش گیاهی آن نیز محافظت میکنند. نمونه منحصر بهفرد ا این آببندهای خاکی را میتوان در شهرستان فسا در استان فارس رویت کرد. آببندی با ۲۰ میلیون متر مکعب ذخیره آب که مصرف یکسال کشاورزان این ناحیه را تأمین میکند.

علاوه بر این احداث این قبیل آببندها بدیل مناسبی برای سدسازی در کشور است. با این حال از این آببندها و طرحهای ابتکاری و ارزان به ندرت در کشور یافت میشود.

از سوی دیگر، فقدان شبکه فاضلاب مرکزی در بسیاری از نقاط درگیر سیل سبب میشود تا به هنگام وقع سیل آب سطحی با آب فاضلاب ادغام شود. همین مسئله سبب شده تا بسیاری از تحلیلگران محیط زیست و شهرسازی، فقدان شبکه فاضلاب در بسیاری از کلانشهرهای ایران را چالش اصلی در هنگام وقوع سیل بنامند. مسئلهای که باعث شیوع انواع و اقسام بیماریهای عفونی میشود.

دست آخر چند هفتهای است که شاید بهتر باشد شعار دولت ایران درباره کمآبی را برعکس کرد و برایشان نوشت: آب هست، ولی زیاد. با این حال تدبیری»نیست که آب رفته را به جوی بازگرداند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 15:30

بر اثر یک انفجار شدید دود سیاهی بر فراز مرکز کابل به هوا برخاست و همه جا صدای آژیر به صدا در آمد.

انفجار بمب در کابل - ژانویه ۲۰۱۶

انفجار بمب در کابل – ژانویه ۲۰۱۶

بهگزارش آسوشیتدپرس، این انفجار صبح سهشنبه ۱۹ آوریل / ۳۱ فروردین در نزدیکی ساختمان وزارت دفاع افغانستان و ساختمانهای مهم نیروهای امنیتی صورت گرفت. سفارت آمریکا نیز از محل حادثه چندان دور نیست.

لحظاتی پس از انفجار صدای تیراندازی بهگوش رسید.

اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان از «قربانیان زیاد» در این انفجار خبر داد اما از آمار دقیق کشتهشدگان چیزی نگفت.

اشرف غنی اسلامگرایان تندرو وابسته به گروه طالبان را عامل این انفجار دانست و آن را بهشدت محکوم کرد.

محمد اسماعیل کاووسی، سخنگوی وزارت بهداشت افغانستان از انتقال ۲۰۸ نفر به مراکز بیمارستانی و درمانی خبر داد. او اشارهای به شمار کشتهشدگان نکرد اما برخی رسانهها از کشته شدن بیش از ۲۰ نفر خبر دادهاند. هنوز آمار رسمی کشته و زخمیشدگان اعلام نشده است.

بنا به گزارش وزارت کشور افغانستان این انفجار انتحاری بود و خودرو بمبگذاریشده در نزدیکی سازمان اطلاعات منفجر شده است. یک یا دو مهاجم دیگر نیز در درگیری با مأموران مقاومت کردهاند. منطقه انفجار توسط پلیس محاصره شد.

سفارت آمریکا اعلام کرد که در این انفجار آسیبی به ساختمان آن وارد نشده است.

وضعیت امنیت افغانستان در ماههای گذشته بدتر شده است. یک هفته پیش نیروهای طالبان از آغاز حملات بهاری خود خبر دادند.

طالبان از زمان خروج نیروهای رزمی بینالمللی در پایان سال ۲۰۱۴ فعالیتهای خود را شدت بخشیدهاند و از زمان اشغال نظامی افغانستان توسط آمریکا در سال ۲۰۰۱ تاکنون در فعالترین مرحله خود بهسر میبرند.

بر اساس برآوردهای ناتو گروه طالبان تنها شش درصد افغانستان را تحت کنترل خود دارد اما ممکن است یک سوم خاک افغانستان به دست این گروه بیفتد. دولت افغانستان حداکثر بر ۷۰ درصد کشور خود تسلط کامل دارد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 15:30

«دلشکسته» نام تصنیفی قدیمی است که «مرسده هاشمی» خواننده موسیقی سنتی ایرانی آن را بازخوانی کرده است.

«مرسده هاشمی» از سال ۱۳۶۸ یادگیری ردیف آوازی را نزد «بهرامه مقدم» آغاز کرد و در بهار ۱۳۷۰ یادگیری سهتار را نزد «علی بیانی» دنبال کرد. او از پاییز ۱۳۷۳ به پیشنهاد بهرامه مقدم آموزش ردیف آوازی را به هنرجویان علاقهمند شروع کرد و تا فاصلهی سال ۱۳۷۸ که ایران را ترک کرد، روشهای صداسازی را نزد «حمید نوربخش» آموخت. او دو سال آخر اقامت در ایران را نزد «مجید کیانی» به دوره کردن ردیف آوازی پرداخت. او از سال ۱۹۹۹ در هلند اقامت دارد. مرسده هاشمی از سال ۲۰۰۳ نزد حمید متبسم به تمرین و دورهی تصانیف عارف و یادگیری قطعاتی از او پرداخت و از فوریه ۲۰۰۴ کار اجرایی را در کنار متبسم شروع کرد و همکاری با او را تا سال ۲۰۰۸ ادامه داد.

«مرسده هاشمی» به غیر از آوازخوانی، داستان هم مینویسد و در آینده نزدیک قرار است که اولین رمان او منتشر شود.

در همین زمینه: داستان زمانه: مرسده هاشمی – بهار ۱۳۷۱

تصنیف «دلشکسته» در دستگاه اصفهان است و تنظیم جدید و نوازندگی تار آن را «بابک کامگار» انجام داده است. «بابک کامگار» نوازنده تار و سهتار و آهنگساز جوان ایرانی، متولد سال ۱۳۵۹ است و از سال ۲۰۰۰ میلادی در اروپا ساکن است.

متن ترانه «دلشکسته»:

ای آن که به دل شکستنت عادت و خوست

مشکن دل ما که آخر کار نکوست

چیزی که شکست قیمتش میشکند

الا دل عاشق و خم طره دوست

من ترک همه خوبان کردم ز برای تو

تو ترک مرا کردی این بود و وفای تو

بیشتر بخوانید:
گفتوگو با مرسده هاشمی: «بازی گرفتن شعور مردم، خیانت به هنر است»

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 15:30

علی عباسی، مدیرکل پزشکی قانونی استان مازندران از افزایش ۱۹ درصدی مرگ ناشی از حوادث کار در این استان خبر داد.

havades-e-kari

به گزارش روز سهشنبه ۳۱ فروردین خبرگزاری فارس، عباسی شمار کارگرانی که در سال ۱۳۹۴ جان خود را بر اثر حوادث شغلی در استان مازندران از دست دادهاند ۹۵ تن اعلام کرد. از بین این ۹۵ نفر، ۸۸ نفر ایرانی و هفت تن افغانستانی بودهاند.

بر پایه آمارهای مراکز پزشکی قانونی استان مازندران، در سال گذشته به ترتیب شهرستان ساری با ۱۴، آمل با ۱۳ و بابل با ۱۲ مورد مرگ، بیشترین مرگ ناشی از حوادث شغلی را داشتهاند. شهرهای عباسآباد و فریدونکنار نیز هر کدام با یک مورد مرگ، کمترین موارد مرگ ناشی از حوادث کار را در استان مازندران داشتند.

بهگفته مدیرکل پزشکی قانونی مازندران دلایل عمده مرگ افراد در حوادث شغلی این استان «سقوط از بلندی» و «برقگرفتگی» است.

عباسی گفت در سال گذشته ۵۳ مورد مرگهای ناشی از حوادث کار بهدلیل سقوط از بلندی، ۱۸ مورد برقگرفتگی، ۱۵ مورد اصابت جسم سخت و ۹ مورد هم مربوط به سایر موارد بوده است.

او بیشترین حوادث ناشی از کار در مازندران را در بخش ساختمان اعلام کرد. بهگفته وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران ۴۷ درصد حوادث ناشی از کار در کشور مربوط به کارگران ساختمانی است.

میزان مرگومیر کارگران به علت پایین بودن سطح ایمنی محیط کار در تمام استانهای کشور بالاست. سالانه نزدیک به ۱۰ هزار نفر در ایران بر اثر حوادث و بیماریهای شغلی جان خود را از دست میدهند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 14:30

۳۱ فروردین ۱۳۹۵

بر اثر یک درگیری مسلحانه در منطقه بهارستان شهرستان اندیمشک در استان خوزستان یک تن کشته، ۱۰ تن زخمی و ۲۰ تن نیز بازداشت شدند.

andimeshk

به گزارش روز سهشنبه ۳۱ فروردین خبرگزاری تسنیم، یک منبع که نامی از او برده نشده، گفت این درگیری روز دوشنبه بین «تعدادی از عوامل تهیه و توزیع مواد مخدر» رخ داده است.

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) نیز گزارش داد که این درگیری بین چند خانواده رخ داده است.

بر پایه این گزارش، مأموران نیروی انتظامی پس از این درگیری، در منطقه بهارستان اندیمشک مستقر شدهاند و «اوضاع را تحت کنترل دارند.»

تحقیق اولیه در مورد این درگیری و دستگیری عوامل آن آغاز شده است.

سال گذشته نیز ۹ نفر از اهالی روستای «پتک جلالی» شهرستان باغملک استان خوزستان بر اثر درگیری طایفهای کشته و ۱۱ نفر نیز زخمی شدند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 13:09

۳۰ فروردین ۱۳۹۵

«آزیتا هوشیار» نویسنده ایرانی – آمریکایی، موسس و مدیر ویراستاری وبلاگ Fig & Quince «فیگ اند کویینس» است. این وبلاگ بر روی فرهنگ و غذاهای ایرانی متمرکز است.
دستور العملهای غذایی او به طور گسترده در مجله نیویورک تایمز چاپ شده است و او موفق شده است که جایزه محبوبترین دستورالعمل غذایی سال این مجله را دریافت کند.
آزیتا هوشیار فارغ التحصیل رشته ادبیات انگلیسی است. او در تِداِکس تهران (Tedx Tehran) از «شکمو بودن، شبکههای اجتماعی، تحول و پیشرفتهای فکری و فرهنگی و اینکه غذا فقط برای سیر نگه داشتن ما ساخته نشده است.» صحبت میکند.


«تِداِکستهران» مجموعهای بومی، از رویدادها و کنفرانسهاست که به صورت مستقل از تِد و دیگر تِداِکسها برگزار میشود. این رویدادها تحت لیسانس سازمان تِد (TED) برگزار میشوند. تِد که با حروف لاتین TED نوشته میشود، سازمانی غیرانتفاعی است که به «گسترش ایده های ارزشمند» اختصاص دارد. حدود ۳۰ سال پیش تِد کار خود را در کالیفرنیا و با یک کنفرانس چهار روزه آغاز کرد.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 9:10

صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه ایران، به گزارش حقوق بشری وزارت امور خارجه آمریکا واکنش نشان داد.

Sadegh_Larijani

او از ستاد حقوق بشر این قوه و مسئولان وزارت امور خارجه خواست «با اقتدار و صلابت و به صورت کاملا مستدل و منطقی، سطر به سطر ادعاهای دروغین این گزارش را پاسخ دهند تا مردم دنیا به دروغهای مستمر دولت آمریکا واقف شوند.»

وزارت امور خارجه ایالات متحده در بخش مربوط به ایران گزارش سالانه حقوق بشری خود درباره کشورهای مختلف جهان، از ادامه نقض حقوق بشر در ایران در سال ۲۰۱۵ انتقاد کرده است:

وزارت امور خارجه آمریکا: نقض حقوق بشر در ایران ادامه داشته است

لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی با اشاره به این گزارش، آن را حاوی توهینهای ناروا، ادعاهای رکیک و نادرستی علیه جمهوری اسلامی ایران و قوه قضاییه دانست و با اشاره به انتقادها از افزایش شمار اعدامها در ایران گفت: «در قوانین جمهوری اسلامی ایران اعدام برای قتل نداریم بلکه این قصاص است که نوعی حق است. حقی است که اولیای دم دارند و لزوما همیشه این حق اعمال هم نمیشود، چرا که گاهی اولیای دم از حق قصاص خود میگذرند.»

او عبارت «مجازات اعدام برای قتل» را «یک سخن سخیف» خواند.

قصاص در ایران اما تنها مربوط به قتل نمیشود و مواردی که منجر به نقص عضو میشوند را هم در بر میگیرد. به عنوان مثال در سالها اخیر مواردی از حکم قصاص چشم در برابر چشم گزارش شده است که مشخص نیست استدلال رییس قوه قضاییه در قبال این احکام چیست.

لاریجانی همچنین مجازات اعدام به اتهام اهانت به مقامهای عالیرتبه کشور و توطئه علیه امنیت ملی را دروغ خواند و گفت: «در این گزارش ادعا شده که دشمنی با خدا نیز حکم اعدام در پی دارد، در حالیکه اشاره آنها به بحث فقهی و حقوقی محاربه است که شرایط خاص خود را دارد.»

او یکی دیگر از «ادعاهای دروغین» در گزارش وزارت امور خارجه آمریکا را «اعدام به دلیل توهین به یاد و خاطره امام و رهبری» اعلام کرد و گفت که دروغی بالاتر از این وجود ندارد: «ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی تصریح میکند که هر کس به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهبر انقلاب به نحوی از انحا اهانت کند، به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم میشود.»

در چهلمین گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمریکا درباره حقوق بشر در نقاط مختلف جهان، تاکید شده است که ایالات متحده در ایران سفارتخانه ندارد و به همین دلیل بخش مربوط به ایران این گزارش بر اساس اظهارات منابع غیرآمریکایی تهیه شده است.

رییس قوه قضاییه ایران اما در واکنش به این بخش از گزارش وزارت خارجه آمریکا گفت: «انسان متعجب میشود که دستگاه رسمی کشوری که مدعی حقوق بشر و اقتدار جهانی است چنین حرفهای نادرستی مطرح میکند و در لابهلای آن میگوید چون در ایران سفارت نداریم به گزارشهای مردمی و انجیاوها اعتماد کردهایم. چنین استدلالی عذر بدتر از گناه است که شما هر دروغی را از سوی نیروهای مخالف یک کشور بپذیرید و آن را رسما منتشر کنید.»

یکی دیگر از موارد انتقاد از ایران، اعدام افراد در ارتباط با جرائم مربوط به مواد مخدر است. از میان ۹۶۹ اعدام در سال ۲۰۱۵، ۶۳۸ نفر با جرائم مربوط به موادمخدر اعدام شدند (اعدام زندانیان مرتبط با موادمخدر در سال ۲۰۱۵).

بیشتر این افراد به گروههای حاشیهنشین تعلق داشتهاند.

در همین زمینه: اعدام در ایران: اصلاح قانون، اصرار بر اجرا

رییس قوه قضاییه انتقادها به اعدامهای مرتبط با قاچاق موادمخدر را جنبه دیگری از دروغهای گزارش وزارت امور خارجه آمریکا دانست و گفت که همه مراتب مبارزه با قاچاق مواد مخدر به اعدام ختم نمیشود.

او مصونیت قضایی مسئولان دولتی و نیروهای امنیتی ایران را هم دروغی دیگر دانست و گفت: «این ادعای دروغ در حالی مطرح شده که یکی از عالیترین مقامات دولت سابق در جمهوری اسلامی را محاکمه کردیم و اکنون حکم او در حال اجراست و سازمان قضایی نیروهای مسلح نیز همواره جرائم مسئولان امنیتی و نظامی را رسیدگی و احکام لازم را صادر میکند.»

احتمالا مسئول عالیرتبه مورد اشاره صادق لاریجانی، محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدینژاد، رییسجمهوری سابق ایران است.

موارد مربوط به مرگ و میر زندانیان در زندانهای ایران هم از دیگر مواردیست که واکنش رییس دستگاه قضا را در ایران برانگیخته است. او طرح این موارد را «سخن نامربوط دیگری» در گزارش وزارت امور خارجه آمریکا دانست: «مرگ و میر زندانیان به ویژه افراد مسن و برخی افراد گرفتار به مواد مخدر موضوعی تقریبا ممکن در همه زندانهاست و البته اثبات اینکه ممکن است برخی از مرگها بر اثر شکنجه باشد، موضوع دیگری است که صرفا یک ادعاست و بدون دلیل نمیتوان آن را پذیرفت.»

در سالهای اخیر، مرگ زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندانها به یکی از مسائل پرسشبرانگیز در عملکرد قوه قضاییه و سازمان زندانها تبدیل شده است.

با وجود اینکه به نظر میرسد لاریجانی قصد ندارد مسئولیت جان زندانیان را بر عهده بگیرد، اما مساله این است که چه حاکمیت جمهوری اسلامی مستقیما در مرگ فعالان سیاسی و مدنی دست داشته باشد و چه دست نداشته باشد، تغییری در این جلوه از واقعیت ایجاد نمیکند که این افراد جان خود را در راه آرمانهایشان از دست میدهند. از آنجا که حکومت سالهاست با این آرمانها مبارزه میکند، به این واسطه نسبت به مرگ آنها مسئول است: سکتههای زنجیرهای زندانیان و فعالان سیاسی در ایران

صادق لاریجانی همچنین با تکیه بر این گزاره که هر کشوری ارزشها و هنجارهای خاص خود را دارد، آمریکا را فاقد این حق دانست که «معیارهای غلط و اومانیستی» خود را به دیگران تحمیل کند: «جنایات آمریکاییها در سطح جهان بیش از آن است که آنها بخواهند و به خود اجازه دهند که برای دیگر کشورها نسخههای حقوق بشری بپیچند.»

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 9:10

نیروی انتظامی تهران از برگزاری مراسم گرامیداشت ستایش قریشی، دختر شش ساله افغانستانی که در خیرآباد ورامین به قتل رسیده است، ممانعت کرد. عدهای از حاضران در محل بازداشت شدهاند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 3:39

مجلس شورای اسلامی در ادامه روند افزایش بودجه نظامی ایران، دولت را موظف کرد که ۱۰ درصد از منابع «فاینانس» را به بخش نظامی اختصاص دهد.

larijani-sepah

علی لاریجانی دی سال گذشته هنگام بازدید از شهر موشکی سپاه «حمایت پیشاپیش مجلس» از افزایش اعتبار نظامی را اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری «خانه ملت» مجلس شورای اسلامی ایران دوشنبه ۳۰ فروردین با پیشنهاد اختصاص ۱۰ درصد از اعتبارات فاینانس به خرید تجهیزات نظامی موافقت کرد.

خبرگزاری «تسنیم» گزارش داد که این پیشنهاد از سوی اسماعیل کوثری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی ارائه شده است. کوثری پیش از این عضو ارشد سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران و «فرمانده لشگر ۲۷ محمد رسول الله»، «رئیس اداره امنیت ستاد کل نیروهای مسلح» و «جانشین قرارگاه ثارالله تهران» بود.

بر اساس لایحه پیشنهادی دولت، میزان اعتبار حاصل از فاینانس حداقل ۵۰ میلیارد دلار تعیین شده است. بنا بر این مصوبه مجلس شورای اسلامی دولت باید حداقل پنج میلیارد دلار از این اعتبار را به بخش نظامی به منظور «خرید تجهیزات نظامی» اختصاص دهد.

مجلس پیش از این نیز سه هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان دیگر به سقف بودجه نظامی افزوده بود. چهارشنبه ۲۵ فروردین نمایندگان مجلس موافقت کردند که «درآمدهای حاصل از اعطای معافیتهای مشمولان دارای هشت سال غیبت، تا سقف سه هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان» به نیروهای مسلح اختصاص یابد.

مجلس شورای اسلامی همچنین مصوب کرده بود که پنج هزار میلیارد تومان از درآمدهای «ناشی از طرح دعاوی در مراجع بینالمللی و کشورهای خارجی مربوط به قراردادهای نظامی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی» برای «تقویت بنیه دفاعی کشور» هزینه شود.

محمدرضا پورابراهیمی سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی پیشتر گفته بود که «کمیسیون تلفیق بودجه با افزایش ۵۰۰۰ میلیارد تومانی اعتبار دفاعی موافقت کرده است».

او «حوزههای مربوط به نیروی قدس سپاه، حوزه موشکی کشور، نیروی دریایی، ارتش، هوانیروز و نیروی انتظامی» را حوزهایی اعلام کرد که «در بررسی اعتبار دفاعی مورد توجه قرار گرفتهاند».

مجلس شورای اسلامی در حالی برای سومین بار اعتبار بخش نظامی را افزایش داد که دولت نیز بودجه دفاعی را ۱۵ درصد به نسبت سال گذشته افزایش داده بود. علی لاریجانی دی سال گذشته هنگام بازدید از شهر موشکی سپاه «حمایت پیشاپیش مجلس» از افزایش اعتبار نظامی را اعلام کرد.

در همین زمینه

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 3:39

یک کاربر توئیتر نوشته است: «همه جای دنیای فصل تابستان، فصل تفریح و کارناوال است، در ایران فصل بگیر و ببند».

اشاره او به فعالیت گستردهتر گشت ارشاد در آغاز فصل گرما در ایران است که بنا به سنتی نانوشته، ۹ سال است تکرار میشود.

در حالی که دو روز پیش خبر آغاز به کار گشت ارشاد در رسانهها و شبکههای مجازی منتشر شد و به دنبالش گزارشهای متعددی از شهروندان رسید که فعالیت نیروهای این گشت به طرز محسوسی بیشتر شده، حالا خبر آغاز به کار هفت هزار مامور مخفی برای گشت ارشاد، افکار عمومی در ایران را هم متعجب کرده و هم به واکنش واداشته است.

۷ هزار پلیس نامحسوس

رییس پلیس تهران، دوشنبه ۳۰ فروردین خبر داده که بیش از هفت هزار مأمور «نامحسوس پلیس امنیت» برای اجرای «طرح امنیت اخلاقی» تنها در پایتخت فعال شدهاند. حسین ساجدینیا، گفته که این مأمورهای مخفی برای برخورد با بدحجابی، آلودگی صوتی، ایجاد مزاحمت برای نوامیس و کشف حجاب در خودروها راهی خیابانهای تهران شدهاند.

آنطور که رییس پلیس تهران میگوید این هفت هزار مأمور هم زن هستند و هم مرد اما لباس پلیس بر تن ندارند و قابل شناسایی نیستند.

ساجدینیا حضور مأموران مخفی در سطح شهر را ادامه «طرح امنیت اخلاقی» خوانده و گفته که این نیروها با حضور در معابر نسبت به رصد این موارد و اطلاع آن به پلیس امنیت اقدام خواهند کرد.

اما این گروه که به گفته رییس پلیس حق ندارند بهطور مستقیم با شهروندان برخورد کنند، چهطور قرار است عمل کنند؟

ساجدینیا میگوید که آنها در صورت مشاهده بدحجابی، صدای موسیقی بلند یا رابطه دوستانه بین دختران و پسران، این موارد را ثبت و گزارش میکنند.

مأمورهای مخفی حق دارند که شماره پلاک خودرو را بردارند و از طریق سامانه پیامکی به مرکز پلیس امنیت اخلاقی اطلاع دهند. آنگاه پلیس امنیت با این افراد تماس میگیرد و از آنان میخواهد که در موعد تعیینشده به پلیس مراجعه کنند.

برای افرادی که گزارش میشوند پرونده باز میشود و تخلف خودروی آنها در فهرست افراد خاطی ثبت میشود و هنگام نقلوانتقال پلاک خودرو یا فروش خودرو یا هنگام دریافت خدمات برای خودرو، این افراد شناسایی میشوند و با آنها برخورد خواهد شد.

رییس پلیس تهران میگوید این افراد نیروی پلیس نیستند، اما «آموزشهای لازم به این افراد داده شده و آنها به عنوان پلیس و ضابط قضایی شناخته شده و در این زمینه عمل خواهند کرد و احکام قضایی لازم نیز در این خصوص اخذ شده است.»

جاسوسپروری یا تامین امنیت؟

کنترل اجتماعی از طریق محدود کردن آزادیهای فردی سنت تازهای در جمهوری اسلامی نیست. از همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، کمیته انقلاب اسلامی به عنوان اولین نهاد رسمی متولد شد. روز ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ کمیتههای انقلاب اسلامی به فرمان روحالله خمینی تشکیل شد.

کمیته انقلاب اسلامی

در این نهاد نیروهایی که مردمی نامیده میشدند، وظیفه «حفاظت و نگهداری از مال و جان مردم» را عهدهدار شدند که بعدها گسترش یافت و همعرض نهادهایی چون شهربانی و ژاندارمری فعالیت کرد. فعالیت کمیتهها گسترده بود: از مبارزه با مجرمان و گروههای مسلح گرفته تا حل و فصل اختلافات خانوادگی. اما بخش مهمی از فعالیتهای این نهاد، کنترل رفتارهای اجتماعی مردم بود؛ کنترل روابط دختران و پسران و برخوردهای خشن با پوشش مردان و زنان -به خصوص زنان- و حتی ورود به حریم خصوصی افراد به بهانه نظارت.

این نهاد سرانجام در سال ۱۳۷۱ با تصویب مجلس شورای اسلامی با ژاندارمری و شهربانی ادغام شد و نیروی انتظامی شکل گرفت.

سازمان بسیج مستضعفین یکی از نیروهای پنجگانه سپاه پاسداران است که هر چند در آغاز با اهداف نظامی تعریف شد اما همواره یکی از مهمترین بازوهای قدرت جمهوری اسلامی در کنترل آزادیهای اجتماعی بوده و مأموریت جذب، آموزش، سازماندهی و به کارگیری نیروهای داوطلب مردمی را در راستای هدفهای نظام بر عهده دارد.

این نهاد با بیش از ۲۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر عضو یکی از اصلیترین نهادهایی بوده که با استقرار گشتهای ویژه بر روابط زنان و مردان، بر پوشش و رفتار افراد نظارت میکرده و مداخله داشته است. در یکی از مشهورترین موارد، زهرا بنییعقوب زن جوانی که در سال ۸۶ از سوی ماموران بسیج بازداشت شد، در بازدشتگاه بسیج جان خود را از دست داد.

حمله به مهمانیها و دستگیری و ضرب و شتم افراد و حتی اقدام به قتل از مواردی بوده که در سالهای گذشته از سوی بسیج صورت گرفته و نیروهای این نهاد با وجود فعالیت نیروی انتظامی در قالب گشت ارشاد، فعالیت حود را متوقف نکردهاند. این گشتها از ساعت ۱۲ شب تا شش صبح و در صورت لزوم ۱۰ شب تا شش صبح در محلهها انجام میشود و نیروها به سلاحهای سبک و نیمهسبک مجهز هستند.

«طرح ارتقای امنیت اجتماعی» برنامه اجرایی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که در راستای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت عنوان «طرح جامع عفاف» اجرا شده است. این طرح پس از تصویب و تایید علی خامنهای، به نیروی انتظامی ابلاغ شد. قوه قضائیه، سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، نیروی مقاومت بسیج و … نیز با این طرح همکاری دارند. مهمترین ابزار اجرای این طرح گشت ارشاد است.

gashte ershad

کنترل پوشش زنان، بازرسی از کارگاهها و فروشگاههای لباس و آرایشگاههای مردانه، بازرسی عکاسیها، کنترل ظاهر مردم در فرودگاهها، بازجویی از مردم درباره محل خرید لباس، کنترل خریدهای مردم، کنترل روابط افراد و «بدحجابی» در شرکتها و کافیشاپهاو کنترل موبایلها از شیوههایی بوده که گشت ارشاد برای کنترل شهروندان به کار گرفته و این روشها در بسیاری از موارد با خشونت همراه بوده و واکنش مردم را برانگیخته است.

بنا بر گزارشهای منتشر شده از سوی پلیس ایران، هزاران زن تاکنون دستگیر شدهاند، خودروی هزاران شهروند توقیف شده و بسیاری به دلیل برگزاری جشن و مهمانی بازداشت شدهاند.

با وجود فعالیت ۹ ساله گشت ارشاد، کنترل آزادیهای اجتماعی و پوشش مردم اما تنها به این نهاد و مداخله بسیج محدود نمیشود. تقریبا تمام نهادهای دولتی اعم از ادارات و دانشگاهها و بسیاری از نهادهای خصوصی با استفاده از نیروی ویژهای به نام حراست و گزینش، رفتارهای اجتماعی و زندگی خصوصی افراد را کنترل میکنند.

با وجود گستردگی نیروهایی که مسئول مقابله با «ناهنجاری در پوشش و رفتار» هستند، به نظر میرسد که جمهوری اسلامی کار را با این نیروها تمام ندیده و میخواهد در سطح دیگری با موضوع «امنیت اخلاقی» شهروندان برخورد کند.

انتشار خبر آغاز فعالیت نیروهای نامحسوس برای کنترل اجتماعی شهروندان با خشم کاربران در شبکههای اجتماعی روبهرو شده است و حتی واکنش افراد مذهبی و دارای پوشش اسلامی را هم برانگیخته است.

آنها میگویند که وجود این نیروهای مخفی باعث بدبینی شهروندان به افراد باحجاب و دارای ظاهر اسلامی خواهد شد و به بیاعتمادی اجتماعی در میان شهروندان دامن خواهد زد. برخی از کاربران نیز نگرانند که این ماموران مخفی که ماموران حرفهای پلیس نیستند، خود تبدیل به نیروهایی فراقانونی برای سلب امنیت شهروندان شوند.

دعوت از مردم برای گزارشدهی و همکاری با نیروهای اطلاعاتی نیز یکی دیگر از آن شیوههایی است که همزمان با تولد جمهوری اسلامی در شکل و سطحی دیگر وارد زندگی اجتماعی مردم شده است. اگر برخی از نظامهای حکومتی برای کنترل رفتارهای سیاسی مخالفان اقدام به کنترل و شنود شهروندان میکنند، این کنترل در جمهوری اسلامی از نوع دیگری است و دامنه آن به حریم خصوصی مردم هم کشیده شده است.

نهاد امنیتی هفت هزار نفری

در آغاز انقلاب، این کنترل برای شناسایی گروههای مخالف در سطوح مختلف انجام میشد. کارمندان ادارات، دانشآموزان، دانشجویان و مردم محل دعوت میشدند تا رفتار مشکوک همکار، همکلاسی و همسایه خود را گزارش دهند. به مرور این گزارشها به سطح دیگری کشیده شد. گزارشدهی درباره پوشش دیگر شهروندان، درباره میزان تعهد و پایبندی آنها به مسائل شرعی همواره یکی از معیارهایی بوده که در سرنوشت افراد برای اشتعال و تحصیل و حتی دریافت وام و خدمات اجتماعی تاثیر داشته است.

همزمان ۱۶ نهاد «اطلاعاتی- حفاظتی» در ابران فعالیت میکنند که تعداد آنها در سال ۱۳۶۸ پنج نهاد بوده است. «وزارت اطلاعات»، «واحد اطلاعات سپاه پاسداران»، «واحد اطلاعات ارتش جمهوری اسلامی»، «واحد اطلاعات نیروی انتظامی» و «حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران»، نهادهای اولیه اطلاعاتی جمهوری اسلامی بودند اما در دو دهه اخیر نهادهای اطلاعاتی و حفاظتی جدیدی نیز تاسیس شده است.

هر چند نام این نهادهای تازه ذکر نشده، اما به عنوان مثال حفاظت اطلاعات قوه قضائیه جمهوری اسلامی، ستاد حفاظت اجتماعی قوه قضائیه و دفاتر حفاظت اطلاعات بیت رهبری از آن جمله هستند.

سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع و تشکیلاتی به نام «قاضی شنود» که با تایید رهبر ایران انتخاب میشود و تنها به او و رئیس شورای عالی امنیت ملی پاسخگوست، از دیگر نهادهای اطلاعاتی هستند.

ورود هفت هزار نیروی آموزش دیده به عرصه کنترل اجتماعی حکایت از تشکیل سازمانی گسترده و عریض و طویل دارد که فعالیت آن بیش از هر چیز به نهادی اطلاعاتی و امنیتی شباهت دارد.

در حالی که جمهوری اسلامی در ادبیات سیاسی خود بر امنیت و اقتدار نظام تاکید بسیار دارد، به نظر میرسد در بعد اجتماعی این امنیت بیش از هر چیز در پوشش و موی زنان خلاصه شده است تا جایی که اکنون میخواهد به بهای از میان بردن امنیت عمومی، زندگی روزمره مردم را با تنش، احساس بیاعتمادی و ایجاد جو امنیتی، بیش از پیش کنترل کند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 1:53

ده روز پس از انتشار نامه مهدی کروبی، محمدرضا خاتمی بدون رد یا تائید این نامه، آن را به مثابه آتش زیر خاکستری دانست که میتواند شعلهور شود.

khatami.mr

محمدرضا خاتمی و علی مطهری تنها کسانی هستند که به این نامه واکنش نشان دادند.

نامه مهدی کروبی به حسن روحانی هرچه که محافظهکاران تندرو ایران را آشفته و عصبانی کرد با سکوت جریان اصلاحطلب و حامیان دولت روبرو شد.

به گزارش وب سایت «جماران نیوز»، محمدرضا خاتمی عضو شورای مرکزی حزب تعلیق شده جبهه مشارکت ایران اسلامی یکشنبه ۲۹ فروردین نامه مهدی کروبی را نشانه عدم موفقیت حاکمیت برای پایان دادن به اعتراضهای پس از انتخابات سال ۸۸ دانست و گفت: «عدهای بودند که فکر میکردند با روشهایی که در سال ۸۸ اعمال شد میتوانند به اهداف از پیش تعیین شده برسند و قصه را آنگونه که خودشان میخواهد تمام کنند. این اتفاق نیفتاد.»

او با بیان «منهای اینکه قبول داشته باشیم یا نه»، در خصوص تائید یا رد نامه کروبی موضع مشخصی اتخاذ نکرده اما آن را نشانی دانست که «هنوز آتشی زیر خاکستر وجود دارد که اگر با درایت و تدبیر و عقلانیت ننشینیم تا این موضوع را حل کنیم معلوم نیست کجا زبانه بکشد و چه چیزهایی را بسوزاند.»

نایب رئیس ششمین دوره مجلس شورای اسلامی، در خواست مهدی کروبی را که از بهمن ۱۳۸۹ در حصر خانگی است «مظلومانه» دانست که «همه حرفش هم این است تکلیف من را مشخص کنید و نیازی هم به رافت و شفقت شما ندارم هر حکمی هم دادید میپذیرم.» مهدی کروبی هفته گذشته با انتشار نامهای سرگشاده به حسن روحانی از او خواست که از «حاکمیت مستبد» بخواهد که دادگاهش را برگزار کند.

◄ بیشتر بخوانید: نامهای پربازتاب از زندان خانگی

این نامه با واکنش تند روزنامه جوان وابسته به دفتر سیاسی سپاه پاسداران روبرو شد. این روزنامه با یادآوری رفتار آیتالله خمینی نخستین رهبر جمهوری اسلامی با مخالفان و منتقدان، نوشت که «اگر در آن دوران طلایی بودید، با چند کلمه فرمان همهتان را آویزان میکردند.»

«واکنشها نابخردانه هستند»

محمدرضا خاتمی این واکنش را «نابخردانه» دانسته و گفته که «عدهای واقعا آنقدر نادان شدهاند که متوجه تبعات حرف زدن خودشان نیستند و برای آسیب زدن به رقیب خود حاضرند همه امهات انقلاب و ارزشها را فدا کنند.»

او مدعی شده که در دوره دولت یازدهم از فشارهای امنیتی و سیاسی کاسته شده و «دستگیریها، برخوردهای قضایی و … خیلی فرق کرده است» به گفته او اگر نامه کروبی قبل از سال ۹۲ نوشته میشد معلوم نبود چه اتفاقی میافتد: «این نشان میدهد تحمل حاکمیت بیشتر شده است.»

مهدی کروبی، زهرا رهنورد و میرحسین موسوی بیش از پنج سال است که بدون برگزاری دادگاه حصر شدهاند. علی خامنهای اسفند ۹۴ برخورد حاکمیت با این افراد و سایر معترضان را «نجیبانه» توصیف کرد. پیش از این نیز او هشدار داده بود که در صورت تکرار چنین رفتاری، معترضان باید منتظر برخورد شدیدتر باشند.

حسن روحانی پیش از انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲ وعده کرده بود که طی یک سال شرایطی را فراهم کند که «نه تنها افراد در حصر بلکه سایر زندانیان سیاسی نیز آزاد شوند». بهرغم این وعده او و سخنگوی دولت در دو سال گذشته مسئله رفع حصر را «خارج از اختیارات دولت» دانستند.

علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی نیز صبح دوشنبه ۳۰ فروردین خواستار پیگیری مطالبه مهدی کروبی شد و گفت که «رئیسجمهور، هم بهعنوان مجری قانون اساسی و هم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی وظیفه دارد پیگیر این موضوع باشد.»

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 1:53

اپوزیسیون سوریه از سازمان ملل خواست که در مذاکرات صلح ژنو توقفی ایجاد کند تا رژیم بشار اسد به موضوع گذار سیاسی در سوریه و مسئله کمکهای انسانی پاسخ گوید.

سه تن از اعضای کمیته عالی مذاکرات اپوزیسیون سوریه، از راست به چپ: محمد علوش، اسعد ازعبی و جورج صبرا - ۱۵ آوریل ۲۰۱۶ در ژنو

سه تن از اعضای کمیته عالی مذاکرات اپوزیسیون سوریه، از راست به چپ: محمد علوش، اسعد ازعبی و جورج صبرا – ۱۵ آوریل ۲۰۱۶ در ژنو

یک نماینده کمیته عالی مذاکرات اپوزیسیون سوریه روز دوشنبه ۱۸ آوریل / ۳۰ فروردین ضمن اعلام این خبر به خبرگزاری فرانسه گفت: «یک هیئت نمایندگی کوچک در تلاش برای دیدار با استفان دی میستورا، نماینده سازمان ملل در مذاکرات صلح سوریه است تا به او درخواست توقف مذاکرات را مطرح کند.

کمیته عالی مذاکرات اپوزیسیون سوریه در حال حاضر در ژنو مانده است. دور دوم مذاکرات صلح از روز ۱۳ آوریل / ۲۵ فروردین زیر نظر سازمان ملل در این شهر ادامه دارد.

ریاض حجاب هماهنگکننده نیروهای اپوزیسیون نیز گفته است در حالی که رژیم اسد با وجود آتشبس به «بمباران غیرنظامیان» و حمله نظامی به منطقه حلب ادامه میدهد ادامه مذاکرات «غیرقابل قبول» است.

یک عضو کمیته عالی مذاکرات اپوزیسیون سوریه که نام او منتشر نشده به خبرگزاری فرانسه گفته است نیروهای اپوزیسیون به دو دسته تقسیم شدهاند؛ «کسانی که خواهان تعلیق مذاکراتاند و کسانی که بر ماندن در ژنو اصرار دارند».

استفان دی میستورا روز دوشنبه با بشار جعفری، مسئول هیئت نمایندگی رژیم سوریه ملاقات کرد. بشار جعفری از «ایدههای جدید» در مذاکرات خبر داد اما جزئیاتی از آن ارائه نداد.

کمیته عالی مذاکرات اپوزیسیون سوریه خواهان ایجاد یک دولت انتقالی بدون شرکت بشار اسد در آن است در حالی که رژیم سوریه میگوید حاضر است با اپوزیسیون دولت ائتلافی تشکیل دهد، اما سرنوشت بشار اسد غیرقابل مذاکره است.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 0:32

شرکت «کردیت سوئیس» (Credit Suisse) در گزارشی پژوهشی که روز ۱۵ آوریل منتشر کرده است نشان داده که شرکتهایی که تعداد کارکنان همجنسگرا، دوجنسگرا، تراجنسیتی و میانجنسی بیشتری در بخش مدیریتی دارند، در مجموع سوددهی بالاتری در بازار سهام دارند.

LGBT at Workplace

«کردیت سوئیس» که مستقر در زوریخ و در کار خدمات مالی و بانکداری است، با بررسی وضعیت ۲۷۰ شرکت در بازار سهام و با توجه خاص به شاخص تعداد کارکنان ارشد که دگرباش جنسی هستند، گزارش داده است که شرکتهایی که تعداد بیشتری از دگرباشان جنسی را در مسندهای مدیریتی (مانند هیئتمدیره و کارمندان ارشد) استخدام کردهاند، در بازار سهام سوددهی بیشتری داشتهاند.

تمرکز پژوهش این شرکت چندملیتی بر سه منطقه اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا بوده است و دلیل این تمرکز آسانتر بهدست آمدن دادهها در مورد گرایش جنسی و هویت جنسیتی کارمندان شرکتها در این مناطق اعلام شده است.

برای انتخاب سبد پژوهشی حاوی دادههای «۲۷۰ شرکت حامی دگرباشان جنسی»، پژوهشگران «کردیت سوئیس» تنها شرکتهایی را انتخاب کردند که در مسند مدیر یا هیئتمدیره افراد دگرباش جنسی را استخدام کرده و یا سیاستهای آنها در حمایت از استخدام افراد اقلیت جنسی و جنسیتی است؛ یعنی افرادی که خود را همجنسگرا، دوجنسگرا، تراجنسیتی و میانجنسی، بدون جنسیت، دوجنسیتی، یا کوییر معرفی میکنند.

عملکرد اقتصادی و تحولات بازار سهام این ۲۷۰ شرکت در یک بازه شش ساله در بازار سهام در یک سبد پژوهشی قرار گرفت و با روششناسی شاخص MSCI یا همان شاخص morgan stanley capital index بررسی شد.

تحولات بازار سهام این ۲۷۰ شرکت سپس با شاخص تحولات بازار سهام در کشورهای صنعتی یا همان MSCI ACWI – All Country World Index در میان کشورهای درحالتوسعه و توسعهیافته جهان مقایسه شد و در مقایسه با سهام این شرکتها، شرکتهایی که مدیریت دگرباش جنسی یا سیاستهای حمایتی از دگرباشان جنسی داشتهاند، سه درصد بهتر عملکرد داشتند.

در طول شش سال گذشته «سبد شرکتهای حامی دگرباشان جنسی» در مقابل یک سبد تحولات بازار سهام شرکتها در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا نیز عملکرد بهتری داشته است و نسبت ۱۴۰ واحد در بازار سهام بهتر عمل کرده است.

خط سورمهای تحولات بازار سهام شرکتهای حامی دگرباشان جنسی را نشان میدهد. خط خاکستری همین تحولات را در شرکتهای آمریکایی، اروپایی و استرالیایی نشان میدهد که لزوما حامی دگرباشان جنسی نیستند. خط آبی کمرنگ تحولات بازار سهام در کشورهای صنعتی جهان را نشان میدهد.

خط سورمهای تحولات بازار سهام شرکتهای حامی دگرباشان جنسی را نشان میدهد. خط خاکستری همین تحولات را در شرکتهای آمریکایی، اروپایی و استرالیایی نشان میدهد که لزوما حامی دگرباشان جنسی نیستند. خط آبی کمرنگ تحولات بازار سهام در کشورهای صنعتی جهان را نشان میدهد.

فرضیه تحلیلگران این شرکت در بررسی این دادهها این است که شرکتهایی که گوناگونی در حوزه هویت جنسیتی و گرایش جنسی دارند، مزایای اقتصادی بیشتری به سرمایهگذاران ارائه خواهند داد.

اما تحلیلگران «کردیت سوئیس» تأیید کردهاند که این پژوهش نمیتواند پاسخی در مورد علتها و یا علیتها ارائه دهد و تنها توانسته است چنین ارتباطی را نشان دهد: این ارتباط که شرکتهایی که مدیر دگرباش جنسی دارند یا در سمتهای ارشد دگرباش جنسی استخدام میکنند، در بازار سهام بهتر عمل میکنند. اما علت این موضوع همچنان در ابهام است.

آیا شرکتهایی برتر هستند که سیاستهای پذیراتری در زمینه حقوق دگرباشان جنسی دارند و کارکنان دگرباش جنسی را استخدام میکنند یا که کارکنان دگرباش جنسی هستند که عملکرد اقتصادی شرکتها را بهتر میکنند؟ این پرسش را با پژوهش محاسباتی شرکت «کردیت سوئیس» نمیتوان پاسخ داد و این پرسش نیاز به پژوهش میدانی با دادههای عینی دارد.

در این پژوهش نزدیک به ۶۰ درصد از شرکتهایی که در بسته «حامی دگرباشان جنسی» قرار گرفتند، شرکتهای اقتصاد سرمایه، صنایع فناوری اطلاعات، ارتباطات و خدمات سرویسی هستند. بیشترین شرکتهای حامی دگرباشان جنسی جزء صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات هستند.

در این تصویر درصد فراوانی شرکتهای مختلف در سبد ۲۷۶ شرکت حامی دگرباشان جنسی را میبینید. فراوانی صنعت فناوری اطلاعات از همه بیشتر است.

در این تصویر درصد فراوانی شرکتهای مختلف در سبد ۲۷۶ شرکت حامی دگرباشان جنسی را میبینید. فراوانی صنعت فناوری اطلاعات از همه بیشتر است.

«کردیت سوئیس» در سال ۲۰۱۴ هم تحلیلی مشابه با توجه به شاخص جنسیت انجام داده بود و نشان داده بود که شرکتهای که حداقل یک زن در مسند مدیریت یا هیئتمدیره استخدام کردهاند، در بازار سهام سوددهی بیشتری داشتهاند.

در پژوهش سال ۲۰۱۴ هم «کردیت سوئیس» گفته بود که این یک ارتباط بین شاخص جنسیت و شاخص سوددهی سهام است و بیان علیت موضوع نیست اما به هر حال «کردیت سوئیس» میگوید با توجه به اینکه دانش خود این شرکت در مورد اهمیت شاخص جنسیت و گوناگونی جنسی افزایش یافته است، پژوهشهای آتی بهتر به این موضوع خواهند پرداخت.

چیزی که مشخص است این است که پذیرش گوناگونیهای جنسی و جنسیتی نه تنها نوعی امتیاز اخلاقی برای شرکتهاست بلکه عملکرد مثبت این شرکتهای بزرگ را نیز در بازار سهام رقم میزند، اینکه دقیقا چرا اما هنوز مشخص نیست.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 0:32

من بودم و دلی که به درگاه یار ماند
من ماندم و دو دیده که در انتظار ماند
پر شد ز شوق، آیینه چشم اشکبار
زان جلوهای که از نگهاش یادگار ماند
حمید ایزدپناه

شنبه ۱۶ آوریل، در پاریس مراسم یادبودی برای حمید ایزدپناه (صفای لرستانی)، نویسنده، شاعر و پژوهشگر تاریخ، فرهنگ و موسیقی لرستان به همت خانواده و یارانش برگزار شد. جمعی از نویسندگان، کنشگران، شاعران و ایرانیان ساکن پاریس که دل در گرو دیار و یار داشتند گرد هم جمع شدند تا یاد او را گرامی بدارند و با بیان خاطرات، خواندن و گفتن از او بار دیگر با او در غربت وداع کنند.

مراسم یادبود حمید ایزدپناه (صفای لرستانی) در پاریس

دهها تن از ایرانیان تبعیدی مقیم پاریس، با اشک و صدای نمنم گریه و گاهی هم با لبخند، یکدیگر را در نبود صفای لرستان، همراهی کردند.

قلعه فلکالافلاک که در دوران پهلوی اول محل نگهداری مهمات جنگی بود و در اختیار ارتش قرار داشت و به تبعیدگاه زندانیان سیاسی بدل شده بود در سال ۱۳۴۹ در اختیار وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفت و ایزدپناه که رییس این اداره در خرمآباد بود، آن را به موزه هنرهای دستی و مردمشناسی تغییر داد.

ایزدپناه اما فقط آزادکننده فلکالافلاک نبود، بلکه خود را در خدمت فرهنگ و هنر ایران و خصوصاً لرستان تعریف میکرد. یارانش او را مردی باصفا میخوانند که برای وطنش هیچ کم نگذاشت. تنها در یک نمونه، کتاب «فرهنگ لری» را با کمک منوچهر ستوده نوشت. – ستوده ایرانشناس اولین فردی بود که نخستین فرهنگ گویشی را به چاپ رساند.- آنطور که خود ایزدپناه گفته بود آوانویسی را از ستوده آموخت: «[تهیه این کتاب] ساده نبود. برای این کار خودم چون لر بودم، بیشتر واژهها را میدانستم که چگونه هستند و مینویسند. اما برای بعضی واژههای خاص که میان پیرمردها و پیرزنها رواج داشت و من نشنیده بودم، از آنها میپرسیدم و یادداشت میکردم و واژهها را با استاد ستوده انتخاب میکردم.»

سیروس آموزگار، نویسنده و روزنامهنگار ساکن پاریس یکی از یاران ایزدپناه بود که در مراسم یادبود او سخن گفت. او صفای لرستانی را مردی معرفی کرد که شب و روزش را با عشق به سرزمیناش میگذراند. آموزگار روایت کرد که وقتی مقالهای انگلیسی درباره اهلیکردن حیوانات که از سرزمین لرستان آغاز شده، منتشر شده بود، ایزدپناه اصرار داشت که آن مقاله ترجمه و چاپ شود.

در این مراسم یادبود یاران دیگری نیز سخن راندند؛ اسماعیل یغمایی شعری برای استاد خواند و مسعود میرشاهی از خاطراتش با ایزدپناه در پاریس گفت و محمد جلالی – م سحر – شعری را که برای او سروده بود، خواند.

ایزدپناه اما عاشق تئاتر هم بود، به دلیل همین علاقه بخش تئاتر وزارت فرهنگ و هنر را در زمینه نمایشنامهنویسی و بازیگری در خرمآباد به راه انداخته بود که بسیاری از جمله رضا معینی، مسئول میز فارسیزبانان گزارشگران بدون مرز تا روزهای انقلاب ۵۷ در آن مشغول به فعالیت بودند و هرآنچه میخواستند، بدون هیچ سانسوری میگفتند و نمایش میدادند.

نقش برجسته فرهنگی ایزدپناه زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار داد، تا آن حد که رضا معینی او را «پدر معنوی» خود مینامد. رضا معینی میگوید: «عبارت پدر معنوی برای من تأکید بر نقش برجسته فرهنگی ایشان در زندگی نسل من است. او اپوزیسیون نظام گذشته نبود؛ در اصل کارش فرهنگ بود تا سیاست. اما عمیقا آزادیخواه و دموکرات بود. ما در همه آن سالها مستقل بودیم. با حمایت ایشان هر نمایشی که میخواستیم اجرا میکردیم. در عرصه شعر، موسیقی و تاریخ لرستان آغازگر بود و هرچه ما امروز از میراثمان داریم از اوست. پدر معنوی یا بهتر: “زاگرس فرهنگی” ما بود.»

تئاتر برای ایزدپناه فقط به معنی اجرای نمایش در روی صحنه نبود. گروههای مختلفی که در آن موسسه در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ مشغول به یادگیری فرهنگ و هنر بودند همواره مورد پشتیبانی صفای لرستانی قرار داشتند. آن زمان که صدای تظاهرات مردم در روزهای انقلاب شیشههای سالن تمرین تئاتر را میلرزاند معتقد بود باید ماند و فرهنگ تئاتر را زنده نگه داشت.

با این حال در نمایشنامههایی که اجرا میشد صدای اعتراض بلند بود. هرچند که به آتش کشیده شدن مرکز موسیقی خرمآباد در روزهای انقلاب تا همیشه این درد «فرهنگسوزی» را در دل ایزدپناه به جای گذاشت.

نمایشنامه کلبه عمو تام، کارهایی از بیضایی و غلامحسین ساعدی و چخوف به همت او در خرمآباد آن روزگار به نمایش در میآمد. بارها ساواک به دنبال تهدید و تحدید این موسسه فرهنگی بود که با مذاکرات ایزدپناه مسایل حل میشد. ولی همانطور که شاگردانش گفتهاند هیچکدام از نمایشنامهها که نیازمند امضای او بود، حتی یک خط هم سانسور نمیشد.

در مراسم پاریس تعدادی از اهالی هنر آن روزگار که امروز چیرهدستان این عرصه هستند پیامی به یاد استادشان نوشته بودند که در بخشی از آن آمده: «استادی پرکار و بیمدعا که به دور از هیاهو و در یکی از غریبماندهترین استانهای کشور کار گسترش فرهنگ و هنر را برگزیده بود. ما از همان دوران نوجوانی که به آموزشگاههای تئاتر و موسیقی برای آموختن هنر وارد شدیم تا روزگاری که توانستیم در زمره بهترینهای موسیقی و تئاتر کشور باشیم از پشتیبانی و یاری و مهربانی استاد ایزدپناه برخوردار بودیم. تلاش او در گردآوری ادبیات شفاهی تاریخ و موسیقی و فرهنگ، واژههای لکی و لری زبانزد همگان است. در سایه سختکوشیهای او بود که خوانندگان و نوازندگان چیرهدست موسیقی لرستان همچون رضا صفاییها، محمد صالحیها و دهها هنرمند دیگر دیگر بالیدند و نام آور شدند. اجرای آثار بزرگ نویسندگان ایرانی و خارجی کمک شایانی به دگرگونی جو فرهنگی لرستان کرد. برگزاری شبهای شعر و به ویژه فستیوال تئاتر در لرستان آن روز، خدمت بزرگی بود که برای همیشه در تاریخ و در یاد روشنفکران خواهد ماند.»

این مراسم با فیلمی کوتاه از گفتههای صفای لرستانی که در خلوص و عشق خود به سرزمین و مردمانش سخن میگفت به پایان رسید. اما پیش از آن، مازیار پسر استاد که از هنرجویان آن زمان مرکز موسیقی بود و خود امروز نوازندهای چیرهدست است قطعهای از یک ترانه قدیمی لری را اجرا و بهکامه، آخرین فرزند ایزدپناه که استاد سهتار است، به جای هر کلمهای، دست به ساز برد و آنچه پدر دوست میداشت، برای حاضران نواختند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 23:31

زبان یکی از پیچیدهترین نظامهای ساختهی انسان است که به پیشِ پا افتادهترین شکل ممکن، از آن بهره برداری میشود. زبان را شاید بتوان از جهاتی با هوای تنفسی مقایسهکرد. هرچند هوای تنفسی، ساختهی دست انسان نیست اما بدان دلیل که به گونهای پیشپا افتاده در دسترس آدمیان قرار دارد، میتواند با زبان، مقایسهگردد. همچنان که کمتر کسی در خلال روز و شب به حضور هوای تنفسی میاندیشد، زبان نیز از چنان خصلتی در جان و روان انسان برخوردار است که گویندگان یکزبان، آن را بخشی از هستی، از هویت و از زندهبودن خویش میدانند. تنها زمانی که این هوای تنفسی دچار اختلال گردد، انسان ناگهان به اهمیت نقش زندگی سازانهی آن پی میبرد. پیبردن به اهمیت کارسازانهی زبان نیز تنها زمانی میسر میشود که انسان یا دچار بیماریهای زبان پریشانه گردد و یا در محیطی قرارگیرد که کسی زبان وی را دنیابد.

همچنان که هوای تنفسی، جسم ما را زنده نگه میدارد، زبان نیز با درجاتی پایینتر، گذشته از نقشهای گوناگون آن، موجب گشایش روحی ما میگردد. ممکن گفتهشود که افراد کر و لال با آن که زبان ندارند، بازهم بیش و کم، دارای همان گشایش روحی هستند که زبانداران از آن برخوردارند. در پاسخ به چنین افرادی باید گفت که افراد کر و لال نیز دارای زبان هستند اما زبان مورد استفادهی آنان نه از واژهها بلکه از یک رشته نشانههای معین درست شده که موجب ارتباط فکری میان آنان و پیرامونیانشان میگردد.

عادل ابراهیم، خطاط عرب_kalligrafie

کلمات، خطاط: عادل ابراهیم

در این نوشتار، بیشترین تکیه، روی تنوع معنایی در بافتهای گوناگون زبانی، از یک واژهی مشخص است که از سوی گویندگان و مصرفکنندگان زبان، با درجات کم یا زیاد متفاوتی، مورد استفاده قرار میگیرد.

نخست به واژهی «فداکار» در پنج بافت گوناگون معنایی، اشاره میکنیم:

۱/ آن آقا آن قدر فداکار بود که وقتی دید بچهی من گریه میکند، نوبت صف خود را برای خرید در فروشگاه به من داد.

۲/ من هرگز فداکاریهای او را از یاد نمیبرم که وقتی مریض بودم، برای من غذا درستکرد و حتی خریدهای خانه را نیز برایم انجامداد.

۳/ او چنان آدم فداکاری بوده که هروقت از وی کمک خواستهام مضایقه نکردهاست.

۴/ اگر زن و شوهر در زندگی مشترکشان، برای هم فداکاری نکنند، دیر یا زود باید از یکدیگر جداشوند.

۵/ وقتی سیل خانههای ما را در برگرفت، اگر فداکاریهای همسایهی بالایی نبود، حالا همهی ما مردهبودیم.

در پنج جملهی بالا، برای «فداکاری» و یا «فداکار»، به پنج معنی نسبتاً متفاوت و گاه بسیار متفاوت برمیخوریم.

در جملهی اول، شاید بتوان ضعیفترین معنی را برای «فداکار» پیادهکرد، در حالی که در جملهی دوم، عمق معنایی فداکار، بیشتر جملهی اول است. جملهی سوم در مرتبهی عمیقتر از جملهی اول و دوم قرار دارد. جملهی چهارم دارای معنایی است دو سویه و گسترده در خلال تمامی سالهای زندگی زناشویی. جملهی پنجم از نظر عمق آن چه گوینده مورد نظر دارد و آنچه را که شنونده در مییابد، قابل قیاس با چهار جملهی قبلی نیست. میان آن که نوبت خویش را در صف خرید یا مغازه به کسی میدهد با آنکس که جانش را برای نجات انسانهای دیگر به خطر میاندازد، تفاوت ماهَوی دارد.

چنانکه میبینیم، انسانها از واژهی فداکاری، گاه به جا و گاه بیجا/ از دیدگاهی که مورد توجه ماست/ برای القاء منظور خویش در گفتگوهای زبانی استفاده میکنند و همین بهرهگیریهای متفاوت، موجب میشود که تفاوتهای معنایی گسترده و عمیقی میان یک واژه در بافتهای گوناگون اجتماعی ایجادگردد. شاید کسانی به این نتیجه برسند که این آزادی بهرهگیری زبانی، میتواند آغازی برای ایجاد هرج و مرج در آیندهی یک زبان باشد. اما واقعیت آنست که اگر اینگونه تنوع بهرهگیریهای افراطی بیجا را نوعی بهرهگیری دشمنانه برای زبان فرض کنیم، باید گفت که عملاً «عدو شود سبب خیر اگر خداخواهد». زیرا زبان در بستر بهرهگیریهای متنوع، زمینهی مناسبی را برای پژوهشگران فراهم میآورد تا بتوانند از طریق این تنوعها، مشابهتها و اختلافهای معنایی را دریابند و انگیزههای جامعهشناختی هر مورد را نیز چه به تنهایی و چه در مقایسه با موردهای دیگر، در ترازوی داوری قرار دهند.

اینک به واژهی «عشق» و مشتقات آن توجه میکنیم که عملاً از واژههای پر مصرف در زبانهای زندهی انسانیاست. این تعدد مصرف زبانی، موجب شده که مردم، حتی ضعیفترین روشنایی بیرونزده از پنجرههای این واژه را در بافتهای مورد علاقهی خویش برای القاء پیام و یا برقراری ارتباط دوسویه، مورد استفاده قراردهند. این روشناییهای بسیار ضعیف که در بافتهای معنایی بسیار سطحی مورد استفاده قرار میگیرد، گاه با معنی اصلی این کلمه در ادبیات ما بسیار اختلاف دارد. نخست به هشت جمله در هشت بافت متفاوت برای بهرهگیری واژهی «عشق» و ترکیبهای گوناگون آن، توجه میکنیم:

۱/ من عاشق بستنی هستم.

۲/ او از همان کودکی، عشقِ این کار را داشت.

۳/ او هر طور که عشقش بکشد، کارهایش را پیش میبرد.

۴/ من وقتی این منظره را میبینم و یا این حرف را میشنوم، خیلی عشق میکنم.

۵/ او با این کارها، مرا بیشتر و بیشتر، عاشق خود میکند.

۶/ مادر، عاشقاست. فرزند فارغ.

۷/ از عاشق، نشانی خانهی یار را نپرسید.

۸/ گرسنگی نکشیدهای که عاشقی را فراموش کنی.

شاید اگر کسی برای نخستین بار، جملهی شمارهی یک را برخلاف عادت همیشگی و بهرهگیری ادبی و اجتماعی آن برزبان جاری میساخت، ممکنبود اطرافیان وی در عقل او شککنند. اما با گذشت زمان، این واژه، چنان شکوه و حساسیت معنایی خویش را از دست داده که وقتی کسی به زبان میآورد که «عاشق بستنی»، «چلوکباب» و بسیاری چیزهای دیگر است، شنونده، به هیچوجه، متعجب نمیشود. ما با اندکی دقت در این زمینه، متقاعد میشویم که مردم، برای به کار بردن «علاقهی شدید» خویش به بستنی و یا چلو کباب، سعی کردهاند از واژهی سادهی عشق و عاشقی بهره بگیرند. حتی به کار بردن جملهی شمارهی دو که گفته میشود:«او از کودکی عشق این کار را داشت» نیز بدان معنی به کار رفته که بگوید آن فرد از دوران کودکی، به آن کار که برای گوینده و شنونده آشناست، علاقهی بسیار داشتهاست. در جملهی سوم نیز کلمهی «عشق» در جایگاه «میل»، «خواست» و «علاقه» آمده است.

در جملهی چهارم، کلمهی «عشقکردن» به معنی «لذت بردن» آمدهاست. حتی گوینده قصد ندارد با به کاربردن واژهی «عشق»، درجهی لذت بسیار زیاد خویش را به شنونده بنمایاند. در جملهی پنجم، به کاربردن «عاشق خود کردن» بیشتر برای کودکانی به کار میرود که با شخص گوینده، رابطهی نزدیک نسبی و یا سببی دارند. معنی آن نیز چیزی نیست جز «علاقهمند کردن» به خویش. جملهی شمارهی ششم یعنی «عاشقبودن مادر»، نشاندهندهی علاقهی شدید مادرانه را نسبت به فرزند به نمایش میگذارد که در خود، هرگونه فداکاری انسانی را حتی تا پای قربانیکردن جان نیز پنهان دارد. تنها جملهی هفتم و هشتماست که در جایگاه درست معنایی خویش یعنی عشق یک فرد به جنس مخالف، به کار رفتهاست.

واقعیت آنست که در این زمینه، میتوان مثالهای فراوانی ذکر کرد. نکتهآنست که مردم اهل زبان، به سائقهی تجربه، دانش، دایرهی معاشرت و موضوعهای گفتگو، واژههای دلخواه خویش را مورد مصرف قرار میدهند. تردید نیست که در این مصرف زبانی واژهها، بخشی از واژههای مصرفشده، بر حَسَبِ عادت، بیهیچ تلاش خاص، صورت میگیرد. اما بخشی از این مصرف زبانی، در افراد گوناگون، با توجه به میزان آگاهی زبانی آنان، رنگ و بوی دیگری میگیرد. هرمقدار که آگاهی زبانی افراد افزایش یابد، وسواسهای خاص برای بهره گیریهای دلپذیرتر و پرجاذبهتر زبانی، افزایش مییابد. از آنجا که بهرهگیری زبانی، جزو مُسریترین عادتهای انسانیاست، همین که یک فرد در جایگاه خاصی از قدرت مذهبی، سیاسی، اجتماعی، علمی و یا اقتصادی قرارداشته باشد، بهرهگیریهای زبانی او و یا استفادههای ویژه از کلماتی معین و گاه غریب، چنان بر مردم نگرنده و شنونده خوش میآید که آنان نیز بلافاصله، کار تقلید خویش را از بهرهگیریهای زبانی آن فرد آغاز میکنند.

شاید بیمناسبت نباشد که به خاطرهای از دوران نوجوانی خویش در این زمینهی خاص اشارهکنم. مادر بزرگ من، خواهرزادهای داشت بیست و دو سه ساله که یکی دو سالی بود با قرض و پس انداز، آرایشگاهِ مردانهای در یکی از خیابانهای فرعی شهرمان بازکردهبود. او هنوز مجرد بود و با مادرش و مادر بزرگ من که خالهی او به حساب میآمد در یک حیاط مشترک که متعلق به هردو خواهر بود، زندگی میکردند. این خواهر زاده، در زندگی خویش، بسیار حسابدان و مقتصد بود. امکاننداشت که حتی یکشاهی از پول خویش را در جایی خرجکند که از دیدگاه وی، غیر ضروری به نظر برسد. او در خانه، صندوقکی داشت که روزانه، حداقل یک تومان در آنجا پسانداز میکرد. البته اگر درآمد روزانهاش، اجازه میداد، دوستداشت که بازهم بیشتر پساندازکند. روزی مادر بزرگم از او پرسیدهبود که قصد دارد با این پول پساندازشده، چه کارکند. او جواب دادهبود که در حال حاضر به هیچ چیز فکر نمیکند. او دوست دارد مقداری پول برای «آینده»ی زندگی خود پساندازکند.

به کار بردن واژهی «آینده» از سوی او برای مادر بزرگ من، با وجود آنکه معنای آن برای وی، کاملاً مفهوم بودهاست، حسی از تحسین، اعجاب و احترام را نسبت به وی برانگیختهبود. مادر بزرگم میگفت:«من تا کنون از زبان خواهرزدهام و حتی از زبان دیگران، چنین کلمهای را نشنیدهبودم. جوانهای امروزی، چه کلمههایی بلدند که ما هرگز در خیالمان هم نگنجیده و نمیگنجد.» این واژه، با وجود غریببودن برای او، بازتاب انبوهی از اندیشههای متلاطم و پیچیدهی یک انسان جوان بودهاست. واژهی معادلی که مادر بزرگ و حتی مادرم همیشه برای مفهوم «آینده» استفاده میکردند، ترکیب «روزِ مبادا»بود. تحسین و آفرین مادربزرگم نسبت به خواهرزادهاش فقط و فقط به دلیل بهرهگیری از این واژه، انصافاً مرزی نمیشناخت. احساس میشد که این واژه، او را به یک بهشت رؤیایی که در آن احتیاط، عاقبت اندیشی و ساختن یک زندگی شایسته، از پایههای آن به شمار میآمده، سوق دادهاست. او به طور غیر مستقیم میخواست به من که در آن هنگام، سیزده، چهارده سال بیشتر نداشتم، نیز یادآورشود که بهتر است من نیز چنان واژههایی را کشف کنم و در جای مناسب، مورد استفاده قراردهم.

با ذکر این مثال، میتوان به این نکته اشارهکرد که برخی واژهها، با وجود مفهومبودن برای بیشتر آحاد اجتماعی و به علت کشش معنایی و جاذبهای که در بافت ترکیبی و ساختاری آنان قراردارد، وقتی برای گروهی از مردم، در بهره گیریهای زبانی، چندان آشنا نباشند، چنان ذهن آنان را به خود جلب میکنند که برای گوینده و مصرفکنندهی نخستین آن، صرفنظر از آنکه چه کسی باشد، صدها تحسین و آفرین نثار میکنند. مادر بزرگم بارها و بارها و به مناسبتهای گوناگون، شیفتگی خویش را نسبت به این واژه ابراز میداشت و حتی سعی میکرد در برخی مواقع، همان واژه را با احتیاط بر زبان آوَرَد. علت احتیاط او در آن بود که فکر میکرد این واژه، مِلک طِلق خواهرزادهی اوست و باید با ترس و احتیاط، آن را از وی به امانت بگیرد.


از همین نویسنده:

بُرِشی به تذکرهی نصرآبادی

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 23:31

۳۰ فروردین ۱۳۹۵

سازمان پزشکان بدون مرز سیاست پناهندگی اتحادیه اروپا را «غیرقابل قبول» عنوان کرد.

refugees

پابلو مارکو، مدیر برنامه پزشکان بدون مرز، روز دوشنبه ۱۸ آوریل / ۳۰ فروردین گفت تلاشهای اتحادیه اروپا در حال حاضر تنها به بازگرداندن پناهجویان سوری به ترکیه معطوف شده است و نه حفاظت از انسانها.

بر اساس برآورد سازمان پزشکان بدون مرز حدود ۱۰۰ هزار نفر در خط مرزی با نیروهای گروه «دولت اسلامی» (داعش) در منطقه تحت کنترل کردها و هممرز با ترکیه مستقر هستند.

ترکیه از یک سال پیش مرزهای خود را بسته است و تنها به سوریهایی که بهشدت بیمار هستند و یا افراد سازمانهای امدادرسان با مجوز مخصوص، اجازه عبور از مرز را میدهد.

کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان و سازمان عفو بینالملل هم میگویند ترکیه پناهجویان سوری را به کشورشان بازمیگرداند. این اتهام بارها علیه ترکیه در بروکسل مطرح شده است اما از سوی اتحادیه اروپا نه تأیید و نه تکذیب شده است.

بهگزارش عفو بینالملل، ترکیه از نیمه ماه ژانویه هزارن سوری را به کشورشان بازگردانده است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 23:31

حساسیت جامعه کاربران اینترنت در ایران نسبت به موضوع فیلترینگ و اعمال محدودیت در دسترسیها بسیار زیاد است. کاهش این نوع موانع یا خارج کردن آن از حیطه رفتارهای سلیقهای یکی از مواردی است که در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری مورد تأکید حسن روحانی نیز بود. انتشار خبر برنامهریزی برای محدودیتهای جدید در دسترسی ایرانیان به اینترنت در خبرگزاری تسنیم [۱]، در روزهای اخیر مورد توجه برخی رسانهها قرار گرفته است. بهراستی منشأ این خبر چیست و چقدر امکان عملی شدن دارد؟

2016-04-15-IranianIdentityCheckforInteet-3

موضوع چیست؟

مطلب اشاره شده در تسنیم در واقع گزارشی است که این خبرگزاری بر اساس نتایج منتشر شده از پیشنویسی برای ارائه به سازمان مدیریت و برنامهریزی استخراج کرده است. این نوع پیشنویسها عموماً از سوی سازمانها و وزارتخانهها در هر حوزهای تهیه شده و مبنای کار برای تدوین برنامههای توسعه قرار میگیرد. متن منتشر شده در پایگاه اطلاعرسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات استخراج شده است. [۲] این مستندات شامل چند بخش به این شرح است:
۱- جدول اهداف کلی و راهبردها [۳]: در بند ۸ این جدول به موضوع «تأمین امنیت و صیانت از حقوق و حریمهای فردی و اجتماعی در شبکههای ارتباطات و فناوری اطلاعات» اشاره شده بدون اینکه در راهبردهای مربوطه به موضوع محدودیتهای جدید اشارهای شود.
۲- سند راهبردی [۴]: در بند ۳۴ از سیاستهای کلی مرتبط آمده، ایجاد تکمیل و توسعه شبکه ملی اطلاعات و تأمین امنیت آن،…، احراز هویت،… همچنین در بند ۲۸ از راهبردهای تحقق اهداف آمده، گذر از IPv4 به IPv6 با قابلیت اصالتسنجی
۳- احکام پیشنهادی [۵]

نکته قابل توجه در اسناد مورد اشاره این است که چند مورد به روشنی مورد تأکید نویسندگان بوده است:

الف) توسعه شبکه ملی اطلاعات
ب) رفع موانع فنی و قانونی حضور گسترده بخش خصوصی
ج) توسعه دولت الکترونیک و الزام بر گسترش خدمات الکترونیک «برای دسترسی ۸۰% خانوادهها با سرعت دسترسی در سطح سرعت کاربران سه کشور برتر منطقه»
د) ساماندهی شیوههای دسترسی از جنبههای فنی و قانونی

بر همین اساس به نظر میرسد که پیشنویس به گونهای تنظیم شده که به بخشی از حساسیتهای افرادی که مایل به کنترل شدید اینترنت هستند نیز پاسخ دهد. این حساسیتها که قبلاً موجب تلاش برای ایجاد طرحی به عنوان اینترنت ملی شده بود، اما اینک سمت و سوی دیگری یافته است. اصولگرایانی که از توسعه اینترنت، دسترسی به شبکههای اجتماعی و موارد مشابه هراس بسیاری دارند، در دوران هشت ساله ریاست جمهوری پیشین تلاش بسیاری کردند که نسخهای شبیه به اینترنت کشور کره شمالی را در ایران نیز ایجاد نمایند، این تلاش با واکنشهای بسیار کاربران مواجه شده و موانع عملیاتی بسیاری را به همراه داشت. اما به نظر میرسد آنچه که در دولت جدید به عنوان اینترنت ملی از آن یاد میشود؛ بستری برای دسترسی به خدمات الکترونیکی سازمانها است و به طور کلی جنبه خدماتی دارد. روشن است که در این نوع شبکهها دسترسی به خدمات نیازمند احراز هویت و اصالت افراد است. گرچه ممکن است در انتها این ابزار امکانی را فراهم سازد که حاکمیت بدون نگرانی از معطل ماندن دسترسی به خدمات عمومی، قادر مسدود کردن دسترسی به سایر منابع اینترنتی باشد؛ اما این احتمال برای وارد شدن به عرصه عمل نیاز به بسترسازیهای فراوانی دارد که سادهترین آن تأمین زیرساختهای فنی است.

2016-04-15-IranianIdentityCheckforInteet-2

چه کسانی آرزوی مشروط شدن دسترسی اینترنتی ایرانیان را دارند؟

منبع انتشار این خبر خبرگزاری تسنیم است که وابستگی آن به جناح تندرو و مقابله آن با دولت فعلی بسیار آشکار شده و تلاشی برای کتمان آن نیز صورت نمیگیرد. اما نکته قابل توجه دیگر اینکه همانند بسیاری از جریان سازی های رسانهای دیگر، وظیفه بازنشر این خبر بر دوش تعدادی خبرگزاری دیگر وابسته به جناح تندرو قرار گرفته است.
از طرفی گرچه در متن مستندات مورد اشاره به موضوعی تحت عنوان «استقرار سامانههای صیانت اجتماعی» و «احراز هویت» اشاره شده اما مصداقهای عملیاتی مشخصی بر این موارد ذکر نشده و سایر اهداف و برنامهها نیز قرینهای منطقی و عملی توسعه دسترسی را بیش از هر چیز دیگری به ذهن میآورد. موضوعاتی چون “بسترسازی حضور شبکههای جهانی تحویل محتوا” و “رفع انحصار” و موارد متعدد دیگر نشان از تلاش برای رفع محدودیتها را نشان میدهد. در واقع به نظر میرسد همانگونه که کثرت کاربران و حوزههای درگیر در خدمات منجر به پذیرش واقعیت وجود اینترنت برای بخشهای تمامیت خواه حاکمیت شد، دولت تلاش میکند تا با تعمیق کاربرد اینترنت و وارد کردن بخش خصوصی ضمانتهای عملی برای مصون ماندن آن از تعرضهای تمامیتخواهانه را فراهم کند.

2016-04-15-IranianIdentityCheckforInteet-1

فاصله برنامه توسعه تا راهبردهای اجرایی

آنچه در این گزارش آمده در ظاهر مستند به گفتههای معاون وزارت ارتباطات و فناوری ارتباطات نیز هست. [۶] نقل قولهای ذکر شده از نصرالله جهانگرد در این زمینه در تشریح برنامههایی بوده که در قالب دولت الکترونیک تعریف شده است. از دیدگاه اجرایی بهرهبرداری از خدمات دولت الکترونیک در همه کشورها نیازمند احراز هویت و اصالت کاربر است و ارتباطی با مشروط شدن دسترسی کلی کاربر به اینترنت ندارد. روشن است که کاربر ناشناس در هیچ سامانهای موفق به دریافت خدمات نمیشود و ارتباط دادن آن با شرایط کلی اینترنت یا ناشی از کماطلاعی نویسنده و یا در تعقیب اهداف دیگری مانند آشفته کردن فضای عمومی این حوزه است.

از طرفی باید به این نکته توجه داشت که این متن یک پیشنویس برای تدوین برنامه است و تا تبدیل به برنامه هنوز نیازمند طی مراحل دیگری در سازمان برنامه است و پس از آن باید در مراجع قانونی طرح، بررسی، اصلاح و تصویب شود. تجربه نشان داده که در همه این مراحل تغییرات بسیاری در متن و حتی روح حاکم بر پیشنویسها ایجاد میشود. از طرف دیگر در همین پیشنویس هم بر اجرای تدریجی مفاد برنامه در یک دوره پنج ساله تاکید شده است. تجربه برنامههای قبلی نشان داده که اولاً برنامهها عموماً بلندپروارانه هستند و ثانیاً در اجرا با موانع بسیاری مواجه میشوند که در وضعیت حاضر باید کمبود منابع مالی را نیز بر همه این موانع افزود.

2016-04-15-IranianIdentityCheckforInteet

آیا دسترسی به اینترنت مشروط میشود؟

دسترسی مشروط به اینترنت گرچه برای برخی کاربران یک کابوس است اما برای برخی از بازیگران صحنه سیاسی کشور یک آرزوست. این آرزو البته از نظر عملی به رؤیا بیشتر شبیه است چرا که چه از نظر ساختار اجتماعی و چه از دید فنی امکان اجرای آن در ایران وجود ندارد. سازمانهای آموزشی، بخش خصوصی، تجارت و بازرگانی، بانکها، و بسیاری از کسب و کارهای کشور به شکل گستردهای از اینترنت و ارتباط با دنیای خارج استفاده میکنند. در کشوری که دسترسی به اینترنت رشد بسیار بالایی دارد و از جهت تولید محتوا یکی از کشورهای شاخص است ایجاد محدودیت با شیوهای چون احراز هویت کاربران رؤیایی خام است. به عنوان نمونه بد نیست به بهرهگیری کاربران ایرانی از خدمات پست الکترونیک اشاره کنیم که طبق آمارهای رسمی چیزی حدود ۱۵۰ هزار نفر از آنها در خدمات داخلی پست الکترونیک ثبتنام کردهاند. آیا در شرایطی که قطع موقت کمتر از یک ساعته خدمات شرکتهایی مانند گوگل یا اختلال در شبکههای ارتباطی همچون تلگرام به صدر اخبار میآید، میتوان دسترسی به اینترنت را محدود کرده یا مشروط به احراز هویت نمود؟


پینوشتها:

[۱] استفاده از اینترنت برای ایرانیان شرطی میشود، خبرگزاری تسنیم، ۲۰ فروردین ۱۳۹۵

[۲] آخرین مستندات ارسال شده به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور

[۳] جدول اهداف کلی و راهبردها + PDF

[۴] سند راهبردی + PDF

[۵] احکام پیشنهادی + PDF

[۶] کاربران بیشناسه در شبکه ملی اطلاعات سرویس نمیگیرند، آی سی تی نا، ۱۹ شهریور ۱۳۹۳


برای دسترسی به آرشیو بخش امن گذر، اینجا را کلیک کنید.

uamed2

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 21:15

علی مطهری، حسن روحانی را موظف دانست پیگیر نامه اخیر مهدی کروبی در مورد امکان برگزاری دادگاه علنیاش باشد.

علی مطهری مطالبه کروبی در مورد برگزاری دادگاه علنی را «منطقی» خواند.

علی مطهری مطالبه کروبی در مورد برگزاری دادگاه علنی را «منطقی» خواند.

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس ایران، روز دوشنبه ۳۰ فروردین در گفتوگو با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) مهمترین مسئله نامه مهدی کروبی را «درخواست او برای محاکمه علنی در یک دادگاه صالح» دانست و گفت: «بهنظر میرسد، این یک مطالبه منطقی است و باید به آن پاسخ مثبت داده شود.»

مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز که از ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در حصر خانگی به سرمیبرد، روز ۲۱ فروردینماه جاری در نامه سرگشادهای خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران با ادبیاتی تند و کمسابقه به انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی، دستگاه قضایی و شورای نگهبان پرداخت و درخواست اصلی خود را برگزاری دادگاهی علنی عنوان کرد. او نوشت: « نتیجه دادگاه هرچه باشد، حتی بدون تجدیدنظرخواهی، آن را میپذیرم.»

مطهری مطالبه کروبی در مورد برگزاری دادگاه علنی را «منطقی» خواند و گفت: «اینکه برخی عنوان میکنند اگر دادگاه برگزار شود، حکم صادره سخت خواهد بود پس بهتر است برگزار نشود، نمیتواند منطقی باشد؛ چراکه باید حرفها و دفاعیات شنیده شود و مشخص شود چه عواملی موجب بروز چنان رفتارهایی از آنها شد و شروعکننده چه کسی بود.»

این نماینده مجلس همچون دفعات پیشین حصر خانگی بدون حکم قضایی را «خلاف قانون اساسی» دانست و گفت: «در این راستا لازم است دولت نیز گامی بردارد. رئیس جمهور، هم بهعنوان مجری قانون اساسی و هم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، وظیفه دارد پیگیر این موضوع باشد.»

مطهری طرح این مسئله که چون کشور در شرایط خاصی قرار دارد پس صلاح نیست مسائلی چون حصر خانگی مطرح شود را رد کرد.

علی مطهری بارها با حصر خانگی مهدی کروبی، میرحسین موصوی و زهرا رهنورد مخالفت کرده و آن را غیرقانونی دانسته است.

این نماینده اصولگرا بهدلیل مواضع انتقادی که در دو سال اخیر در باره مسائل مختلف گرفته است در انتخابات دهمین دوره مجلس در فهرست مورد حمایت اصلاحطلبان قرار گرفت و در تهران رأی آورد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 21:15

در ساعت ۲۰ یکشنبه ۲۹ فروردین هواپیمای پرواز «اِی اف ۷۳۸» ایرفرانس از مبداء فرودگاه «روآسی- شارل دو گل» پاریس در تهران بر زمین نشست. با این پرواز فعالیت خط هوایی پاریس- تهران که از سال ۲۰۰۸ میلادی به حالت تعلیق در آمده بود، از سر گرفته شد.

Air-France

به گزارش خبرگزاری فرانسه با این پرواز آلن ویدالی، وزیر حمل و نقل فرانسه نیز به همراه هیأتی ۱۵ نفره از مسئولان شرکتهای فرانسوی برای سفری دو روزه به ایران آمد.

ویدالی و علی عابدزاده، معاون وزیر راه ایران در فرودگاه «امام» تهران ضمن ابراز خرسندی از ازسرگیری پرواز مستقیم میان ایران و فرانسه آن را برای همکاریهای دو کشور ضروری دانستند.

پس از توافق هستهای ایران با کشورهای ۱+۵ شامل، آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا و آلمان در ماه ژوئیه / تیرماه ۹۴ و رفع تحریمها علیه ایران، شرکت هواپیمایی ایرفرانس در ماه دسامبر سال گذشته (آذر/ دی ۹۴) خبر از سرگیری پروازهای این شرکت به تهران را اعلام کرد.

در پی این اعلام تعدادی از مهمانداران و خدمه زن داخل کابین ایرفرانس به قانون این شرکت برای پرواز به ایران اعتراض کردند. بر اساس این قانون آنها میبایست در پرواز به ایران حتماً شلوار و کت گشاد میپوشیدند و اگر از هواپیما خارج میشدند، روسری سر میکردند.

چندین اتحادیه مربوط به مهمانداران نیز از معترضان پشتیبانی کردند.

بیشتر بخوانید: اعتراض کارکنان زن ایر فرانس به رعایت حجاب در پرواز به ایران

اما پس از این اعتراضات شرکت هواپیمایی ایرفرانس اعلام کرد که زنان مهماندار برای حضور در پروازهای این شرکت به ایران اجباری نخواهد داشت و خدمه این شرکت حق انتخاب در این زمینه خواهند داشت.

بیشتر بخوانید: ایرفرانس: زنان مهماندار این شرکت مجبور به پرواز به ایران نیستند

جمهوری اسلامی اما میگوید حفظ حجاب اسلامی مسأله تازهای در ایران نیست و خدمه پروازهای پاریس- تهران میبایست قوانین ایران را در مورد حجاب اسلامی رعایت کنند.

شرکت هواپیمایی «بریتیش ایرویز» بریتانیا نیز در نظر دارد در ماه ژوئیه (تیر/ مرداد) پروازهای لندن- تهران را از سر گیرد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 16:22

به دلایل گوناگون (ازجمله پیشگیری از بروز پارهای بدفهمیها یا سوءبرداشتها)، گریزی از این نیست که نویسنده پیش از طرح هر نکتهای، تاکید کند که نقد سیاستهای منطقهای و بینالمللی هسته تمامیتخواه قدرت در جمهوری اسلامی، به معنای نادیده گرفتن سیاستهای نادرست دیگر دولتهای منطقهای و فرامنطقهای ـ بهویژه در سوریه ـ نیست.

Iran Syria

این مکتوب نه مدعی است که با خروج نیروهای نظامی ـ امنیتی جمهوری اسلامی از سوریه، بحران خونبار در این کشور پایان مییابد، و نه در مقام طرح این ادعاست که اقتدارگرایان حاکم بر ایران، مسبب اصلی بحران هولناک در سوریه بهشمار میآیند. یادداشت همچنین در مقام واکاوی ریشههای وقوع بحران سوریه و علل کش یافتن آن برای پنج سال نیست.

نگارنده در این یادداشت، تنها میکوشد از زاویه منافع ملی، هدر دادن منابع مادی و انسانی ایران را در سوریه به پرسش کشد و مورد نقد قرار دهد.

کلاهسبزهای ایران در سوریه

دو هفته پیش بود که یک مقام عالی نظامی در ارتش ایران از اعزام تکاوران این نیرو به سوریه خبر داد. علی آراسته، معاون هماهنگکننده نیروی زمینی ارتش اعلام کرد که گروهی از «کلاهسبز»های تیپ تکاوری ۶۵ «نوهد» (نیروهای ویژه هوابرد)* ـ بهعنوان «مستشار» ـ در سوریه مستقر شدهاند.

————————————————————————————————————————————-

*«نوهد» مخفف «نیروهای ویژه هوابرد» است. تکاوران این مجموعه از توان انجام مأموریتهای گوناگون (مانند: جنگ چریکی، غواصی، نجات گروگان، چتربازی و سقوط آزاد در مناطق مختلف) برخوردارند.

تکاوران در حوزههای مختلف، ازجمله تخریب، اطلاعات و عملیات، سلاحهای انفرادی و گروهی، بهداری و مخابرات، آموزشها و دورههای ویژه را طی میکنند؛ بهعنوان نمونه تنها در یک دوره خاص، کلاهسبزها باید حدود شش ماه ـ هر روز سه ساعت ـ برای آمادگی چتربازی، از ارتفاعی خاص و بدون چتر فرود آیند.

————————————————————————————————————————————-

شش ماه پیشتر، فرمانده نیروی زمینی از حضور احتمالی نیروهای ارتش در سوریه خبر داده بود؛ آبانماه سال گذشته احمدرضا پوردستان گفته بود: «در حال حاضر مأموریت ستاد کل نیروهای مسلح برای حضور در سوریه و عراق برای سپاه قدس است؛ اما اگر نیاز به حضور نیروهای ارتش نیز احساس شود، بدونشک در این کشورها حضور خواهیم یافت.»

و بهار ۱۳۹۵، ظاهرا آغاز رسمی این دوران جدید و اعلام «احساس نیاز» است…

چند روزی بیشتر از انتشار رخداد مهم استقرار تکاوران ایران در سوریه نگذشته، خبر جان باختن پنج افسر تکاور (ازجمله یک سرهنگ) اعلام شد؛ پنج «کلاه سبز»ی که رسانههای رسمی جمهوری اسلامی خبردادند «به قافله شهدای مدافع حرم پیوستند.»

منافع ملی یا مصالح حاکمان؟

هسته اصلی قدرت در ایران همچنان به کامگیری از سوریه برای متحقق ساختن بخشی از پروژههای ایدئولوژیک و برنامههای منطقهای خود مشغول است. اگر دخالت و حضور نظامی ـ امنیتی سپاه قدس در سوریه تنها بهدلیل پیوند ایدئولوژیک این نیرو با رهبر جمهوری اسلامی ـ افزون بر مناسبات نظامی فیمابین ـ قابل فهم باشد؛ در مورد حضور ارتش در سوریه، این مداخله نه تنها از منظر منافع ملی که از زاویه قانونی نیز فاقد توجیه است.

اگرچه مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، فرماندهی سپاه و ارتش توسط ولی فقیه برگزیده میشوند و نیروهای مسلح زیرمجموعه شخص اول نظام هستند، اما تفاوت میان دو نیرو، کم نیست.

در اصل ۱۴۳ قانون اساسی تاکید شده که «ارتش جمهوری اسلامی ایران پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی کشور را بر عهده دارد.» درحالیکه در اصل ۱۵۰ قانون اساسی، نقش سپاه پاسداران «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» عنوان شده است.

پرونده ویژه رادیو زمانه: جنگ در منطقه و مسئولیت ایران در بحران سوریه

معلوم نیست که حضور نظامی ارتش در سوریه، چه ارتباطی با حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران برقرار میکند؛ مگر آنکه رهبر جمهوری اسلامی (بهعنوان «فرمانده کل قوا»)، ارتش را نیز چون سپاه بهمثابه اهرمی برای تعقیب اهداف سیاسی ـ ایدئولوژیک خود به استخدام درآورده باشد؛ اتفاقی که اینک، در فاصلهای فاحش با نص صریح قانون اساسی بهوقوع پیوسته است.

ارتشی که بر مبنای اصل ۱۴۷ قانون اساسی باید در زمان صلح افراد و تجهیزات فنی خود را در «کارهای امدادی ، آموزشی ، تولیدی ، و جهاد سازندگی » فعال سازد و در اختیار دولت قرار دهد، حال و در مقطعی که ایران درگیر جنگ با هیچ کشوری نیست، چون نیرویی نظامی در کنار ارتش سرکوبگر اسد ایستاده است؛ ارتشی که پنج سال پیش اعتراض و مطالبات دموکراتیک سوریان را به خون کشید و یکی از عوامل اساسی سر برکشیدن بحران کمسابقه در این کشور و منطقه شد.

بهانه رویارویی با داعش

اینکه تکاوران ارتش در ستیز با داعشیان هستند، تنها وجهی از رویداد را توجیه میکند؛ پرسش اصلی اینجاست که چه نیازی به تعقیب داعش در سوریه (صدها کیلومتر دورتر از مرزهای ایران) توسط کلاهسبزهای ایران وجود دارد؟

آیا به مسلخ فرستادن تکاورانی که کارآمد و توانمند شدن آنان زمان و انرژی و هزینه بسیار برده، و بخش مهمی از سرمایههای انسانی کشور محسوب میشوند، توجیه عقلانی دارد و به سود منافع ملی است؟

مستقل از میلیاردها دلار هزینه شده در سوریه ـ آنهم در سالهای تحریم و تنگناهای ارزی و مالی ایران ـ هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی نیروهای انسانی پرورشیافته برای حراست از مرزهای کشور و امنیت ایران را به جغرافیایی گسیل میکند که معلوم نیست مابهازای آن برای ایرانیان چیست.

به نظر میرسد کانون مرکزی قدرت برای تداوم حضور سیاسی ـ ایدئولوژیک خود در سوریه و استمراربخشیدن به بقای رژیم اقتدارگرا و سرکوبگر اسد ـ از زاویه تحقق «عمق استراتژیک» مطلوب رهبر جمهوری اسلامی ـ پروایی از ادامه حضور بسیار پرهزینه در سوریه ندارد.

رهبر جمهوری اسلامی و نظامی ـ امنیتیهای گرداگرد او، با اتخاذ سیاستهای منطقهای و بینالمللی خطا، بهمعنای دقیق مفهوم، «منافع ملی» را قربانی مصالح و اهداف و پروژههای خود کردهاند. آیتالله خامنهای «عمق استراتژیکی» برای نظام تعریف کرده که نه تنها در روندهای دموکراتیک مورد ارزیابی قرار نگرفته، بلکه محاسبه «هزینه ـ فایده» آن نیز در افکار عمومی و جامعه مدنی و رسانههای داخل ایران، ممکن نیست.

هزینههای گزاف سیاسی

افزون بر هزینهکردهای غریب مادی و انسانی جمهوری اسلامی در سوریه، تصویر ایران و ایرانیان اینک بیش از هر زمان در کشورهای سنی ـ بهویژه نزد نخبگان عرب ـ مخدوش شده و چشمانداز مناسبات با کشورهای عربی نیز با کمال تأسف، مثبت نیست. دستگاه دیپلماسی ظریف و روحانی نیز در متن واقعیتهای ساختار سیاسی قدرت، ناگزیر از تعقیب، توجیه یا ترمیم اقدامات غیرملی و نامعقول سپاه قدس و بخشهای امنیتی ـ نظامی سپاه در منطقه شدهاند.

مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز در نامه تاریخی خود به روحانی، با انتقاد از رویکردهای رهبر جمهوری اسلامی و جریان امنیتی ـ نظامی همسو و گرداگرد وی، از «خودمحوری، جاهطلبی و حب ریاست و توسعه قدرت برخی شخصیتها» در حاکمیت انتقاد کرده است؛ افرادی که به تعبیر کروبی: «خیال میکنند سرنوشت سایر ملل مسلمان و کشورها منطقه در ید قدرت آنهاست» و اینگونه، «سرمایههای ملی را نابود کردند» و «دست بر جیب مردم بردند و همزمان با فقر و آوارگی و تنگدستی آنان، کشور را به لبه پرتگاه بردند.»

کروبی همچنین در این مکتوب تاکید کرده که «متاسفانه جاهطلبی و ریاست برخی را چنان فراگرفته که حد و مرزی برای هواهای نفسانی خود قائل نیستند و ثروت و فرزندان این ملت را قربانی مطامع بلندپروازیهای خود در منطقه قرار دادهاند.»

——————————————————————————————————-

در همین زمینه

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 16:22

Opinion-small2توبه و ندامتنامهنویسی آنچنان با تاریخ سیاسی معاصر ایران درهمآمیخته شده و توبهکنندهگان آنچنان طیف وسیع و چندوجهیای از افراد با گرایشهای مختلف و متضاد را نمایندهگی میکنند، که جمع کردن تمام آنها زیر عنوان سادهی «تواب» تنها باعث پیچیدهتر شدن مفهوم ابراز ندامت خواهد شد و سوءتفاهمهایی در مفاهیم خواهد ساخت که به سادگی قابل تعریف و سادهسازی نیستند. اما امروز در عصر “اعتدال” و همزمان با تغییر در روشهای حکومتداری نظام اسلامی و پس از پشت سر گذاشتن تاریخ پرپیچ و تاب توابسازی در ایران، پس از آن همه چهرههای له شده و شکسته و در گذر از اعدامها و تیربارانها، میزگردهای تلویزیونی، دههی خونین شصت و دادگاههای گروهی ٨٨ که مرکز تجمیع اعتراف علیه خود بود، در سالهای ابتدایی دههی نود شاهد تعریف جدیدی از تواب و توبه هستیم که تفاوتهای عمدهای با آنچه پیش از این از مفهوم شکستِ مقاومت دیدهایم، دارد. تعریفی که شناختش بدون نگاهی چندوجهی به سیاستهای عصر اعتدال امکانپذیر نیست.

Repentance توبه

از پهلوی تا عصر اعتدال

توبه و ندامتنامهنویسی سابقهای به اندازهی تاریخ سیاسی معاصر ایران دارد. نامهای بسیاری در این چند دهه دست به توبه و نوشتن ندامتنامه زدهاند. از عبدالصمد کامبخش، پرویز نیکخواه، سیاوش پارسانژاد، فیروز فولادی، کوروش لاشانی، وحید افراخته، غلامحسین ساعدی، پرویز قلیچخانی، محمود جعفریان، علیمحمد بشارتی، مریم اتحادیه، سیروس نهاوندی، مسعود بطحائی، امیرحسین فطانت و مرتضی یزدی گرفته تا پس از انقلاب ۵۷ و توبه و ندامتنامهی افرادی مانند صادق قطبزاده، آیتالله شریعتمداری، مسعود فراستی، نورالدین کیانوری، احسان طبری، محمود اعتمادزاده (بهآذین)، وحید سریعالقلم، حسین فردوست، مظفر بقایی کرمانی، مهدی هاشمی، سعیدی سیرجانی، عزتالله سحابی، مازیار بهاری، محمد عطریانفر، سعید حجاریان، محمدعلی ابطحی، سعید شریعتی، پیام فضلینژاد و حسین درخشان تا این اواخر که به نامهایی دیگر مانند سعید کنگرانی، رامین پرچمی، امیر تتلو، الهام چرخنده، سعید جعفرزاده (پرواز همای) و… میرسیم. افرادی که هرکدام در مقطعی از زندگی، علیه خود اعتراف کرده و از گذشتهاشان برائت جستهاند.

بنا به گفتهی ایرج مصداقی پیش از انقلاب ۵۷ در میان توابان تنها وحید افراخته از آنجهت که متهم به ترور عوامل آمریکایی بود اعدام شد. او مینویسد:

«در دوران شاه، زندانیان نادم و بریده از امکانات ویژهای برخوردار میشدند و بسیاری از آنها بعد از انجام مصاحبههای تلویزیونی علیرغم پروندههای سنگینی که داشتند آزاد شده و گاه به پستهای بالای حکومتی نیز میرسیدند… و البته تعدادی نیز همچون عباسعلی شهریارینژاد، شاهمراد دلفانی، امیرحسین فطانت، احمدرضا کریمی و … به مهرههای ساواک برای نفوذ در جریانهای سیاسی تبدیل شده و باعث دستگیری، شکنجه و مرگ بسیاری از انقلابیون و نیروهای مترقی ایرانی شدند.»

این روند در دوران پس از انقلاب و در سالهای اولیهی تثبیت جمهوریاسلامی کاملا متفاوت بود و بسیاری از توابان یا در همان ماههای اول دستگیری اعدام شدند و یا پس از آن و در دههی شصت به جوخهی اعدام و طناب دار سپرده شدند. اینکه چرا سیاست جمهوریاسلامی به سمت حذف فیزیکی مخالفان و حتی کسانی که زیر شکنجه شکسته میشدند رفت، بحثی مفصل و جداگانه میطلبد، اما آنچه در این روند تاریخی مشهود است این است که از دههی هفتاد پس از پایان جنگ و تثبیت موقعیت منطقهای نظام، سیاست جمهوریاسلامی برای توابان از اعدام و حذف فیزیکی تبدیل به اعتراف علیه خود به سمت جامعه شد. در این روند جدید تواب و زندانی شکسته رو به دوربینها یا در مجلات و روزنامهها و این اواخر وبسایتها از گذشتهی خود ابراز ندامت میکرد و به ظن حکومت، به جامعه نشان میداد عواقب مخالفت با نظام اسلامی، فریب و سرخوردگی است. در همین دوران است که برنامهای تلویزیونی مانند هویت ساخته میشود و روشنفکران شکسته شده جلوی دوربینها قرار میگیرند.

این روند اعتراف علیه خود ادامه داشت تا سال ۸۸ و جامعهی عاصی حالا رودرروی حکومت ایستاده بود. سرکوب خیابانی، تیراندازی به تظاهراتکنندهگان، زیرکردن با ماشین، کهریزک و تمام آن اتفاقات نمیتوانست بدون برگزاری دادگاههای فرمایشی گروهی و اعترافات «فتنهگران» به سرانجام مورد نظر حاکم بیانجامد. در این دادگاهها بود که اعترافات افرادی مانند سعید شریعتی، سعید حجاریان و محمدعلی ابطحی بدعت نوع جدیدی از توبه را گذاشت. روندی که نشان داد حاکم در عصر جدید به یکبار توبه رضایت نمیدهد و پس از آنهم بارها و بارها به سراغ توابان میآید تا هرجایی که لازم میداند از سرمایهای که انباشت کرده استفاده کند. نتیجهی همین اصرارها است که حجاریان را وامیدارد، «تقلب» در انتخابات را به «تدلیس» کاهش میدهد و به افرادی مانند ابطحی و شریعتی اجازه میدهد تا همچنان در محافل اصلاحطلبان حضوری فعال داشته باشند، در تمام کمپینها و گردهمآییها شرکت کنند و حضور خود را در نظام حفظ کنند.

حالا ما به دههی نود رسیدهایم. به دوران اعتدال. حکومت توانسته با انتخاب روحانی چهرهای از بطن نظام و حل مسالهی هستهای، شکاف موجود میان خود و طبقهی متوسط را که به واسطهی اتفاقات سال ۸۸ پیش آمده بود پر کرده و جامعهی عاصی را با خود همراه کند. همزمان با رفع تحریمهای اقتصادی و امکان مبادلهی تجاری با طرفهای غربی، موج حضور شرکتهای خارجی و کمپانیهای چندملیتی به ایران شروع شده و برندهای معروف یکییکی وارد بازار داخلی میشوند. تئوریسینهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دولت مانند محمد قوچانی، حسامالدین آشنا و مسعود نیلی دست به تئوریزهکردن آنچه «سیاست اعتدال» خوانده میشود زدهاند. سیاستی که دراصل حرکتی چهارنعل به شکلی بومی از اقتصاد کاپیتالیستی محافظهکارانه است. پس از سالهای پرتنش ابتدایی انقلاب، جنگ هشتساله و همزمان سرکوبهای خونین داخلی، چرخش به سمت اقتصاد دستراستی در دولت هاشمی رفسنجانی، دوران اصلاحات و قدرتگرفتن سپاه، دوران احمدینژاد و پس از آن سرکوبهای سنگین معترضان، دههی نود و دوران جدیدی در حاکمیت جمهوریاسلامی شروع شده که از مهمترین خصوصیات این دوران میتوان به مدیریت جامعه بهجای سرکوب همهجانبهی مخالفان اشاره کرد. گرچه پیش از این دولت روحانی و مجموعهی نظام با اعدامها و بگیروببندهای معترضینی از قومیتهای تحت تبعیض، چپها، فمینیستها و فعالان همجنسگرایان، لیبرالهای برگشته به ایران و گروههای معارض مرز روامداری خود را روشن کرده است، اما همچنان درون دایره نیاز به ابزارهایی برای کنترل معترضین احتمالی وجود دارد. در این دوران جدید همانطور که جامعهی معتدل نیازمند تئوریسین، اقتصاددان، هنرمند، فیلمساز و… است، احتیاج به توابانی از نوع جدید نیز هست. توابانی برای عصر اعتدال.

توابان جدید چه میکنند؟

به اسامی و چهرهی توابان عصر جدید نگاه کنید. آنها دیگر افرادی با صورتهای تکیده، شکنجهشده، له شده و خرد شده نیستند. آنها وزن کم نکردهاند و رد درد و شکستن را در صورت و نگاهشان ندارند. توابان عصر جدید مانند آنهایی نیستند که مرگ را زیر باتوم و کتک و انواع شکنجههای روحی و روانی و جسمی تجربه کردهاند. توابان دوران اعتدال گوشواره به گوش دارند، از هوادارن خود میخواهند که بغبغو کنند، با افتخار از تغییر میگویند، تمام آنچه بر آنها گذشته را اشتباه و سوتفاهم میخوانند، آشکارا همهجا حضور دارند، بودجه و امکانات میگیرند و بهظاهر مشغول زندگی عادی خود هستند. بیشتر آنها از نظر ظاهر تغییر نکردهاند، فقط اصرار دارند به جامعه بقبولانند که نظراتشان اصلاح شده و فهمیدهاند گذشتهاشان حرکتی اشتباه بوده است. امیر تتلو بدون اینکه بهجز دو سه روز بازداشت سابقهی زندان دیگری داشته باشد بهروشی در برابر رضا رشیدپور قرار میگیرد و از گذشتهاش ابراز برائت میکند که گویا ما با یک فعال سیاسی واقعی طرفیم. او اصرار دارد به ما بقبولاند اشتباه کرده است. همینطور الهام چرخنده که پس از شرکت در یک برنامهی تلویزیونی چنان با سرعت تغییر میکند که از مجری مسابقهی خوانندهگی گیتار شکسته تبدیل میشود به واعظ حجاب در مساجد.

به اسامی توابان و آنجایی که توبه آشکارا اتفاق میافتد نگاه کنیم. امیر تتلو و الهام چرخنده در برنامهی اینترنتی «دید در شب» و روبهروی رضا رشیدپور. رامین پرچمی در نشریهی ورزشی تماشاگران. پرواز همای در مصاحبه با ایرنا (و همزمان خبرگزاری دولت برای کنسرتش به رایگان تبلیغ میکند.) همینطور سعید کنگرانی در ماهنامهی فرهنگ و علومانسانی عصر اندیشه. ماهنامهای به مدیریتمسئولی پیام فضلینژاد که خود جزو نمونههای نادر توابانی است که در جمهوریاسلامی توانستهاند با حاکمیت همراه شده و تا رسیدن به درجهی معاونت کیهان و فارس و شریعتمداری پیشرفت کنند. آنچه در میان این توابان نقطهی مشترک است، توبه در دورترین جای ممکن است. در جاهایی که رد دولت و نظام در آنها دیده نمیشود. در مجلهی ورزشی، برنامهی تصویری بدون مجوز، در ماهنامهی علوم انسانی و در جاهایی که مخاطب باور کند همهی چیزی که میشنود واقعی است و نه اعتراف علیه خود. وقتی رامین پرچمی آن داستان عجیب دربارهی چراغ قرمز و سگش را تعریف میکند مخاطب در مجلهی تماشاگران دیگر مجبور نیست چهرهی شکستهی سعیدی سیرجانی یا مازیار بهاری را پیش چشم مجسم کند. در دوران جدید امیر تتلو با گوشواره و خالکوبی از رهبر انقلاب تقدیر میکند و پای پستهای اینستاگرامش دربارهی آرامش بعد از نماز مینویسد. الهام چرخنده در همین مفهوم است که خود را ناموس شیعه میخواند و با ادبیات لمپنی واعظان مذهبی جمهوریاسلامی از خودش میگوید. حاکم میکوشد دست خود را در این توبه پنهان کند. او تلاش میکند توبه را از خاستگاه آمرانه و از بالای آن خارج کند و اعتراف را نه امری اجباری و قهری که فرآیندی خودخواسته و برخاسته از تحول و تفکر شخصی به نمایش درآورد.

این نسل جدید توابان قرار نیست مثل گذشتهگان رفتار کنند. آنها باید همچنان نمایندهگان نسل خود باشند. سعید کنگرانی قرار نیست تغییر کند. او همان سعید کنگرانیِ «در امتدادِ شب» است ولی سعیدی که متحول شده و فهمیده که اشتباه کرده است. او اصرار دارد که قصدش روشنگری است نه دریافت مجوز کار. به همین دلیل بهجای قربانی مینشیند، یکسره از خود رفع مسئولیت میکند و میگوید: «من به جایی رسیدهام که با شجاعت از خودم و جهان خودم حرف میزنم که خدا این قدرت را به من داد که دوربین را به طرف خودش برگرداند و از جا بلند شود و تابوی شهرت را بشکند.»

اما جمهوریاسلامی در عصر اعتدال با این روش توابسازی بهدنبال چیست؟ چه نفعی در امثال تتلو برای نظام وجود دارد که او را تبدیل به مجیزگوی حکومت میکند؟ سعید کنگرانیها و رامین پرچمیها چه امکانات جدیدی برای دولت معتدل باز خواهند کرد؟ برای پاسخ به این سوالات باید دید را فراتر از این افراد برد. دایرهی توابان گستردهتر از این توابان رسمی است.

تمام شیفتگان سردار عارف

«از نیروهای امنیتی و دفاعی ایران تقاضا میکنم امنیت اروپا را به عهده بگیرند و این انسانها را از وحشت و تکهتکه شدن و مرگ نجات دهد و رسم اسلام واقعی را به جا بیاورند .چون این گروه تروریستی فقط از نیروهای ایران وحشت دارند خوشحالم که امروز را در امنترین کشور دنیا سپری میکنم و در بین شما هستم.»

«من در این چند مدت جوانهایی را میشناسم که متولد سالهای ۶۷ و ۶۸ هستند و با وجود اینکه در ایران همسر و فرزندانشان در انتظارشان هستند، در آن سوی مرزها تحمل آتش میکنند و برای اینکه من و شما اینجا راحت حرف و دست بزنیم برای ما میجنگند. پس از شما می خواهم این عزیزان را یک تشویق جانانه کنید.»

این جملات توسط افرادی گفته شده که در ظاهر ارتباط ارگانیکی با مجموعهی حاکمیت ندارند. آنها را سیدجواد هاشمی یا ابراهیم حاتمیکیا نگفتهاند. جملهی اول از حسام نوابصفوی است و دومی را طاها پارسا سرپرست گروه موسیقی «دنگ شو» دربارهی سربازان ایرانی حاضر در سوریه که در ادبیات رسمی جمهوریاسلامی، مدافعان حرم خوانده میشوند گفته است.

این موج جدید، موجی که هنرمندان ظاهرا بیارتباط با حاکمیت در حال تمجید از نظام اسلامی هستند، در ارتباطی مستقیم با جریان توابانی قرار دارد که در چندسالهی اخیر فضای مجازی و واقعی را با جنجالهای گاهبهگاهشان پر کردهاند. اکثر آنها در نکتهی خاصی مشترک هستند و آن تاکیدشان بر استثنا بودن جمهوریاسلامی و از همه مهمتر امنیت ایران است. آنها خواسته یا ناخواسته مدافعان سیستمی هستند که مانند یک بستهی کامل از مجموعهی رهبر مقتدر و باهوش، رئیسجمهور و دولت معتدل و امنیتِ ساختهشده توسط سپاه تشکیل شده است. قاسم سلیمانی و کارکرد نظامی ویژهی ایران در سوریه نقطهی مهمی است که تلاش میشود در تبلیغات بیش از پیش بر آن پافشاری شود. برای پیداکردن ارتباط این اعترافکنندهگان و این نسل جدید هوادارانِ «امنیتِ» ایران باید کمی به عقب برگشت. به آنجایی که حکومت و قوچانی حتی از امثال محمود دولتآبادی هم یارکشی میکنند. آنجایی که میگوید: «هم ظریف میخواهیم و هم قاسم سلیمانی.»

توابان عصر جدید و مجیزگویان امروز، کسانی که پیش از این در نقاط دور و نزدیک با حاکمیت ایستاده بودند و هیچگاه مهرهی نظام نبودند، حتی افرادی با دورترین فاصلههای ممکن، مثل یک خوانندهی زیرزمینی تتو کرده که «جیگیلی جیگیلی» میخواند، یا یک هنرپیشهی معترض و زندان رفته با دستبند سبز، زنی که با ظاهر غربی مجری مسابقهی آواز در شبکهی ماهواره است و یا سرپرست یک گروه موسیقی که تمام هنرمندهای معروف را در کنسرتش جمع میکند، یا روزنامهنگار لندننشینی که تبلیغ عارف بودن قاسم سلیمانی را میکند، همهی اینها در کنار یکی از بزرگان ادبیات ایران، تمام این جمع میتواند مجموعهای بسازد که گرچه در ظاهر متناقض و متضاد است اما در لحظهی طلایی اعتدال، مفهوم معتدل را نمایان کند.

تجربهی بیش از سه دهه حاکمیت جمهوریاسلامی امروز به جایی رسیده است که با کلمهی رمز «اعتدال» از همهچیز پردهبرداری میکند. دولت روحانی پازلی است تشکیل شده از سیاستهای اقتصادی درهای باز دوران هاشمی، همراه با شعارهای خاتمی در عصر اصلاحات و بگیروببندهای اطلاعاتی دوران اول احمدینژاد، در کنار طبقهی متوسطی خسته از تحریم که چشم به انتظار حضور کالاهای جدید و رفاه خرید است، این ملغمه نیاز به تمجیدهایی خارج از دایرهی نزدیکان خود دارد. تمجیدهایی که از آدمهای خنثایی مانند نوابصفوی یا تتلو سوژههایی سیاسی خلق میکند و با استفاده از سرمایهی نمادین این افراد میکوشد ضمن پر کردن خلاءهای اجتماعی، بیشتر و بیشتر خود را محق جلوه دهد. برای نظام تفاوتی میان تتلو یا دولتآبادی نیست. او هم هواداران تتلو را احتیاج دارد و هم کتابخوانهای شیفتهی دولتآبادی را. همه باید در پروژهی اعتدال همراه شوند. پروژهای که اقتصاد بازار، شیعهگری مدرن، جنگ خارج از مرزها و سرداران عارف را به عنوان عصارهی حاکمیت سی و پنج سالهی جمهوریاسلامی عرضه میکند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 15:08

شهرداری تهران وجود «مافیای قطع درختان» را در این شهر رد میکند اما کمیته محیط زیست شورای شهر تهران میگوید چنین مافیایی وجود دارد.

derakht

مجتبی عبداللهی، معاون خدمات شهری شهرداری تهران، امروز دوشنبه ۳۰ فروردین به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت که ممکن است شرکتی در زمینه جابهجایی درختان فعالیت تخصصی داشته باشد اما اینکه بگوییم در تهران مافیای قطع درخت وجود دارد «این حرف درست نیست.»

با وجود اینکه این مقام شهرداری، وجود مافیای قطع درختان را در تهران رد میکند اما محمد حقانی، رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران وجود «مافیای قطع درختان» را تأیید میکند و میگوید: «تعدادی مشخص در تهران فعالیت کرده و به جان باغات پایتخت افتادهاند، بهگونهای که باغات را از افراد، نهادها و مردم خریداری کرده و با بیتوجهی به باغ، موجب از بین رفتن آن میشوند و پس از آن از شهرداری مجوز ساختوساز دریافت میکنند.»

او میگوید که «این مافیا وجود دارد» و «اگر از تک تک این افراد اطلاعات دقیقی داشتم آنها را به قوه قضائیه معرفی میکردم.»

بهگفته حقانی، «این افراد تحت عناوین مختلف و با شگردهای مختلف درختان را از بین میبرند.»

رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران پیشتر گفته بود: «یک جمعیت ۲۰ تا ۳۰ نفری هستند که باغهای تهران را نابود میکنند.»

بحثها در مورد «مافیای قطع درختان» پس از آن بالا گرفت که در تعطیلات نوروز سال جاری، درختان یک باغ قدیمی پنج هزار متری در خیابان دروس تهران شبانه قطع شد.

این نخستین بار نبود که درختان و باغات تهران شبانه قطع و تخریب میشدند. در سالهای گذشته نیز شهرداری تهران اقدام به قطع شبانه درختان چنار خیابان ولیعصر تهران کرده بود، درختانی که بعضی از آنها حدود ۷۰ سال قدمت داشتند.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 15:08

شماری از مغازهداران و بازاریان شهرستان بانه در استان کردستان در اعتراض به مسدودشدن مرزها و محدودیت فعالیت کولبران، دست از کار کشیدهاند و فروشگاههای خود را تعطیل کردهاند.

Bazar

به گزارش سایت محلی «روژ»، این اعتصاب از روز شنبه ۲۸ فروردین آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

علیرضا آشناگر، معاون سیاسی امنیتی استاندار کردستان در اینباره گفت: «با توجه به اینکه مرزها و معابر کولبری استان منبع درآمد بسیاری از مردم این استان هستند، بهطور جدی پیگیر بازگشایی مرزهای استان هستیم که امیدواریم این تلاشها در اسرع هنگام به نتیجه برسد.»

آشناگر در عین حال تأکید کرد که با توجه به طولانی بودن «این فرایند» نمیتوان زمان مشخصی را برای بازگشایی مرزها تعیین کرد.

راشد عذیری، فرماندار بانه نیز گفته است که با هماهنگی با استانداری استان کُردستان در حال پیگیری برای بازگشایی معابر کولبری و مرزی این شهرستان هستند.

فعالیتهای بازرگانی در مرزهای رسمی و غیررسمی استانهای کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه بیش از شش ماه است که بهشدت کاهش یافته است.

مقامهای رسمی استان کردستان علت این امر را سوق دادن مردم به مصرف کالاهای داخلی عنوان کردهاند.

روز شنبه هفته جاری، اصناف و بازاریان بانه در مقابل فرمانداری این شهرستان تحمع کرده بودند و خواهان بازگشایی معابر مرزی شده بودند.

بر اساس آمارهای رسمی تنها در استان کردستان ۱۹۸ هزار شهروند ساکن در مناطق مرزی عضو تعاونی مرزنشینان بوده و بهصورت رسمی و از معابر کولبری به فعالیتهای بازرگانی اشتغال دارند.

استان کردستان در کنار استانهای کرمانشاه و سیستان و بلوچستان یکی از بالاترین نرخهای بیکاری در ایران را دارا است.

بانه، کردستان، اعتصاب، کولبران

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 12:55

۳۰ فروردین ۱۳۹۵

محمد کرمی، رئیس اداره حیاتوحش محیط زیست استان تهران از تلف شدن ۹ حیوان دیگر در سرخهحصار خبر داد. پیشتر نیز ۱۰ حیوان دیگر در سرخهخصار تلف شده بودند.

ghouch

محمد کرمی، امروز دوشنبه ۳۰ فروردین به خبرگزاری تسنیم گفت که بعد از تلف شدن ۱۰ قوچ و میش در ایام بعد از نوروز، هشت میش باردار و یک قوچ نیز در چند روز اخیر بر اثر بیماری که هنوز مشخص نیست چه بیماریای است، تلف شدهاند.

او با اشاره به اینکه تحقیقات در مورد مرگ این ۱۹ حیوان «بهطور جدی» ادامه دارد، افزود که هر گونه بازدید علمی و دانشگاهی در سرخهحصار و خجیر ممنوع شده است.

بهگفته کرمی، علت بیماری و تلف شدن این حیوانات در سرخه حصار همچنان نامعلوم است و نمیتوان به این زودی درباره نوع بیماری و یا طاعون بودن آن اظهار نظر کرد و همه چیز بستگی به جواب نهایی دامپزشکی دارد.

سرخهحصار یکی از قدیمیترین شکارگاههای ایران است که در شرق تهران قرارگرفته و مساحت آن در حدود ۹۱۶۸ هکتار است.

این منطقه از سال ۱۳۵۹ بهعنوان پارک ملی به ثبت رسیده است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 12:55

صفحه بندی